بررسی بازی

بررسی بازی Someday You’ll Return

مشخصات کلی

پلتفرمPC, PlayStation 4,, Xbox One
توسعه دهندهCBE Software
ناشرCBE Software
ژانر:وحشت-روان شناختی
تاریخ انتشارMay 5, 2020
دانلود بازیدانلود بازی روزی تو برمیگردی

معرفی

فردی مفقود شده، جنگلی جن زده، و داستانی که به صورت اول شخص روایت می شود. یک شبیه ساز پیاده روی با تمِ وحشت و روانشناختی است که توسط شرکتی ناشناس به نام CBE توسعه داده شده است. اگر تصمیمات مشکوک استیم نبود، این بازی در میان بازی های برترِ سبک وحشت جای نمی گرفت. بازی Someday You’ll Return را در سلسله مطالب معرفی بازی ها قرار داده‌ایم.

گیم پلی

بازی در منطقه ای کوهستانی در جمهوری چک روایت می شود، جایی که شما کنترل دنیل، مردی که به دنبال دختر گم شده اش می گردد را در اختیار می گیرید. کسی اطرافیان خود را در گم شدن او مقصر می داند. دنیل پس از استفاده از برنامه ای در تلفن خود برای ردیابی موقعیت استلا، مأموریتی را آغاز می کند. ماموریتی که به نظر می رسد بیشتر در مورد خودآگاهی و انجام اصلاحاتی در مورد رفتار های بدِ گذشته خود است. نه اینکه فقط به دنبالِ پیدا کردن دختر کوچکش میا باشد. بعد از نیمه دوم بازی، شباهت های آن با سایر آثار این سبک در دیالوگ های مبهم و کلیشه آشکار می شود. اما این چیزی است طرفداران ژانر وحشت می پسندند.

کیفیت کار

متاسفانه مشکلات بازی خیلی زود تر از زمانی آشکار می شود که به بررسی جزئیات آن بپردازیم. بازی Someday You’ll Return از لحاظ بصری زیبا است. موتور بازی سازی Unreal 4 برای توسعه دهنده گان مستقل بسیار مناسب است. بخصوص در مناطق جنگلی، اما در بیشتر بخش ها نا موفق عمل می کند. مدل سازی شخصیت ها زشت است و انیمشین ها از کیفیت خوبی برخوردار نیستند.

علاوه بر این صداپیشگی- مخصوصا صدا پیشگی شخصیت اصلی، دنیل- بسیار ناشیانه است. مشخص است صدا پیشه دنیل در هنگام ادای جملات خود به خوبی کارگردانی و هدایت نشده است. لحظاتی که در حالی ادای توضیحات به خود است– که زیاد هم هستند- به سرعت اعصاب خردکن می شوند. از این گذشته، یا به یک باره شروع به صحبت می کند یا جملات خود را قطع می کند. هر دوی این اعمال باعث می شوند فهم درستی از داستان پیدا نکنیم. سایر شخصیت ها هم بیشتر وقت بازی در حاشیه هستند و کمکی به روایت و پویایی داستان نمی کنند.

گیم پلی بازی
گیم پلی بازی

در بخش گیم پلی نیز سازندگان بازی سعی کرده فراتر از شبیه سازی پیاده روی باشد. باید تا گفت با استفاده از عناصر مخفی کاری و استفاده از ابزار و ساخت و سازها، تا حدود هم موفق بوده اند. البته راه حلِ زیرکانه گنجاندن ساخت و ساز ها در گیم پلی برای مدتی سرگرم کننده است، اما در ادامه و با توجه مدت زمان طولانی بازی، تکراری و خسته کننده می شوند. برای مثال، یک معمای اولیه به گیمر می آموزد که دنیل می تواند از ابزارها و چیزهایی که در محیط یافت شده است استفاده کند و در میزهای خاصی کار کند. این نوعی ذهنیت نقطه و کلیک را به وجود می آورد که به موجب آن گیمر ها در جستجوی روشهای ابتکاری برای حل یک معما، محیط را زیر و رو می کنند.

متأسفانه، این مکانیزم تقریباً خیلی زود کم اثر می شود، زیرا دنیل کیفی از ابزارها را پس از مدت کوتاهی پیدا می کند و پس از آن می تواند برای ساختن تقریباً همه چیز، از آن ها استفاده کند. بعداً، این بازی مکانیزمی برای تولید معجون هایی را معرفی می کند که بازیکنان را برای جستجو و ترکیب گیاهان ترغیب می کند. باز هم، این مکانیزم می تواند به نقطه قوت بازی تبدیل شود، اما گیاهان همیشه مشخص و به راحتی در دسترس دنیل هستند، بنابراین مکانیزمی که می تواند به صورت بالقوه یکی از نقاط قوت نبوغ آمیز بازی باشد، به یکی از جنبه های تکراری و خسته کننده بازی تبدیل می شود.

جمع بندی

می خواهیم مجددا تاکید کنیم که در اصل، این بازی یک تجربه ذاتا بد نیست، تقریبا از داستان خوبی هم برخوردار است، اما شکل بیان و نحوه روایت آن، کارگردانی و صداپیشگی نه چندان جالب و مکانیزم های گیم پلی که خیلی زود تکراری می شوند، بازی را به اثری نه‌چندان تاثیرگذار تبدیل می کنند. اگر چه این بازی مدت ها قبل از انتشار بازی Blair Witch اثر از تیم Bloober در حال توسعه بوده، اما در بعضی صحنه ها شباهت زیادی با هم دارند. در مواقعی هم شبیه نسخه 2019 است یا شاید شبیه به فیلمی که در سال 1999 منتشر شده است.

مخلص کلام اینکه، بازی Someday You’ll Return بسیار شبیه به عناوینِ اکشن/ماجراجویی در ژانر وحشت در استیم است. توسعه دهندگان تلاش خود را کرده اند- گرافیکِ چشم نوازِ بازی مخصوصا در محیط های باز، حل پازل ها با ابزار آلات یافت شده در طبیعت، ساخت معجون با استفاده از گیاهان موجود در جنگل، پیاده روی در کوهستان، بالا رفتن از صخره ها، وحشت زدگی ها ناگهانی و چند مکانیزم دیگر- اما ضعف در کارگردانی، دیالوگ های نه چندان قوی و تکراری شدن مکانیزم هایی که می توانستند به نقاط قوت بازی تبدیل شوند، توصیه کردن این بازی در مقابل ده ها اثرِ مشابه در این ژانر را بسیار سخت کرده است. به علاوه، برچسب قیمتی 30 دلاری بازی حتی این توصیه را سخت تر نیز می کند.

نکات مثبت

– جلوه های بصری و طراحی هنری چشم نواز

– مکانیزم های ساخت و ساز جالب

– بخشِ دوم هیجان انگیز

نکات منفی

– روایتی کلیشه ای و تکراری

– صدا گذاری و صدا پیشگی خسته کنند

– قیمتی بسیار بالا در قیاس با رقبا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.