set-goal

چگونه هدف تعیین کنیم؟

چه رویاهای کوچکی داشته باشید و چه انتظارات عالی، تعیین اهداف به شما این امکان را می‌دهد تا برنامه‌ریزی کنید که چگونه می‌خواهید در زندگی حرکت کنید.
دستیابی به برخی از موفقیت‌ها می‌تواند یک عمر طول بکشد، در حالی که برخی دیگر در طی یک روز به پایان می‌رسند.
چه در حال تعیین اهداف گسترده باشید و چه در حال تعیین و برنامه‌ریزی برای اهداف قابل کنترل خاص، در خود احساس موفقیت و ارزشمندی خواهید کرد. شروع می‌تواند دلهره‌آور به نظر برسد‌، اما شما می‌توانید حتی به بزرگترین آرزو خود برسید. در ادامه مفصلا به این موضوع می‌پردازیم.

بخش اول: تعیین اهداف قابل دستیابی

تعیین هدف-هدف‌گذاری-هدف
تعیین هدف-هدف‌گذاری-هدف

اهداف زندگی خود را تعیین کنید

در مورد آنچه برای زندگی خود می‌خواهید چند سوال مهم از خود بپرسید. به چه چیزی می‌خواهید برسید: امروز، در طی یک سال، در مدت زندگی‌تان؟ پاسخ به این سوال می‌تواند به اندازه “من می‌خواهم خوشحال باشم” یا “من می‌خواهم به مردم کمک کنم” متداول و کلی باشد.
آنچه را که امیدوارید 10، 15 یا 20 سال دیگر بدست آورید، در نظر بگیرید.
هدف زندگی شغلی ممکن است افتتاح کسب و کار شخصی خودتان باشد. یک هدف تناسب اندام ممکن است متناسب شدن اندامتان باشد. یک هدف شخصی ممکن است هدف تشکیل خانواده در یک روزی باشد.
این اهداف می‌توانند به طرز باورنکردنی‌ای گسترده‌ باشند.

نمونه هایی از اهداف خاص

خانواده

  • من می‌خواهم هفته‌ای دو بار سر میز همراه افراد خانواده شام بخورم.
  • من می‌خواهم هفته‌ای یک بار به یکی از اعضای خانواده خود بگویم که قدردان وجود آنها هستم.
  • من می‌خواهم برای هر وعده غذایی خانوادگی که می‌پزم، سبزیجات آماده کنم.

شغل

  • من می‌خواهم هفته‌ای یک بار برای یک کار جدید درخواست بدهم.
  • من می‌خواهم برای کار و مسئولیت بیشتر درخواست بدهم.
  • من می‌خواهم ماهی یک بار شخصی را که تحسین می‌کنم به خوردن قهوه دعوت کنم تا از او راهنمایی بخواهم.

تحصیلات

  • من می‌خواهم نحوه کدنویسی در HTML را یاد بگیرم.
  • من می‌خواهم برای سفرم زبان اسپانیایی پایه را یاد بگیرم.
  • من می خواهم تحقیق در مورد مدارس تحصیلات تکمیلی را شروع کنم.

سلامت

  • من می‌خواهم 10 دقیقه مراقبه در آخر هفته را شروع کنم.
  • من می‌خواهم پیاده‌گردی(راه‌نوردی) را امتحان کنم تا ببینم از آن خوشم می‌آید یا نه.
  • من می‌خواهم از خوردن دسر در شب صرف نظر کنم.

شکستن تصویر بزرگ به اهداف کوچک‌تر و مشخص‌تر

زمینه‌هایی را در زندگی خود در نظر بگیرید که می‌خواهید آنها را تغییر دهید یا با گذشت زمان آنها را توسعه دهید. زمینه‌ها ممکن است شامل: شغل، امور مالی، خانواده، تحصیلات یا سلامت باشد.
از خود بپرسید که دوست دارید در هر زمینه به چه چیزی دست پیدا کنید و چگونه می‌خواهید در یک بازه زمانی پنج ساله به آن هدف برسید.

برای هدف زندگی “من می‌خواهم متناسب باشم”، شما می‌توانید اهداف کوچکتری مانند “من می‌خواهم غذاهای سالم‌تری بخورم” و “من می‌خواهم به دو ماراتون بروم” ایجاد کنید.
برای هدف زندگی “من می‌خواهم شغل شخصی خود را ایجاد کنم”، اهداف کوچکتر ممکن است “من می‌خواهم یاد بگیرم که به طور موثر یک کسب و کار را مدیریت کنم” و “من می‌خواهم یک فروشگاه کتاب مستقل را باز کنم” باشد.

اهداف کوتاه مدت خود را بنویسید

اکنون که تقریباً می‌دانید طی چند سال می‌خواهید به چه نتیجه‌ای برسید، اهداف مشخصی را برای خود تعیین کنید تا اکنون روی آن کار کنید. در یک بازه زمانی معقول به خود مهلت دهید (بیش از یک سال برای اهداف کوتاه مدت نباشد).
نوشتن اهداف شما نادیده گرفتن آنها را دشوارتر می‌کند، در نتیجه شما را در برابر آنها مسئول می‌کند.
برای رسیدن به تناسب اندام، اولین اهداف شما ممکن است خوردن سبزیجات بیشتر و دویدن 5 کیلومتر باشد.
برای افتتاح شغل شخصی خود، اولین اهداف شما می‌تواند شرکت در یک کلاس حسابداری و یافتن مکان مناسب برای کتابفروشی‌تان باشد.

اهداف خود را به گام‌های کوچکتری تبدیل کنید

اساساً، شما باید تصمیم بگیرید که چرا این هدف را برای خود تعیین کرده‌اید و چه چیزی را محقق خواهد کرد.
برخی از سوالات خوبی که باید در هنگام کشف این مسئله از خود بپرسید عبارتند از: آیا ارزش وقت گذاشتن را دارد؟ آیا اکنون زمان مناسبی برای این کار است؟ آیا این با نیازهای من مطابقت دارد؟
به عنوان مثال، اگرچه ممکن است یک هدف کوتاه مدت برای تناسب اندام این باشد که در مدت شش ماه به یک ورزش جدید بپردازید، از خود بپرسید که آیا این کار به شما کمک می‌کند تا به هدف بزرگتر خود یعنی دویدن در ماراتون برسید. در غیر این صورت، هدف کوتاه مدت را به چیزی تغییر دهید که گامی در جهت تحقق هدف زندگی باشد.

اهداف خود را به صورت دوره‌ای تنظیم کنید

ممکن است ببینید که خودتان بر سر راهتان اهداف گسترده‌ای قرار می‌دهید، اما وقت بگذارید و اهداف کوچکتر خود را دوباره ارزیابی کنید.
آیا آنها را مطابق با چارچوب زمانی خود انجام می‌دهید؟ آیا هنوز به آنها نیازی هست تا شما را در مسیر رسیدن به اهداف بزرگتر زندگی خود نگهدارند؟ به خودتان اجازه انعطاف‌پذیری دهید تا اهداف خود را تنظیم کنید.
برای رسیدن به تناسب اندام، ممکن است در دویدن 5کیلومتر تسلط پیدا کرده باشید. شاید بعد از اینکه چندین بار این مسافت را دویدید و بر روی بهبود مهارت خود کار کردید بهتر باشد هدف خود را از 5 کیلومتر به 10 کیلومتر تغییر دهید. سرانجام می‌توانید به ” نصف ماراتون”، سپس “کل دوی ماراتون” بروید.

برای افتتاح شغل شخصی خود، پس از اتمام اولین اهداف شرکت در کلاس حسابداری و یافتن مکان، ممکن است اهداف جدیدی را برای دریافت وام تجاری برای خرید یک مکان و درخواست مجوز کسب و کار مناسب از طریق دولت محلی خود تعیین کنید.
پس از آن، می‌توانید به سمت خرید (یا اجاره) مکان بروید، سپس کتاب‌های مورد نیاز خود را تهیه کنید، کارمند استخدام کنید و درهای کتابفروشی خود را برای تجارت باز کنید. سرانجام حتی ممکن است برای ایجاد یک شعبه دیگر هم تلاش کنید.

بخش دوم: تمرین استراتژی‌های هدف موثر

هدف-تعیین هدف-استراتژی موفقیت
هدف-تعیین هدف-استراتژی موفقیت

جزئیات اهداف خود را مشخص کنید

هنگام تعیین اهداف، آنها باید به سوالات کاملاً مشخص از چه کسی، چه چیزی، کجا، چه زمانی و چرا پاسخ دهند. برای هر هدف خاصی که تعیین می‌کنید، باید از خود بپرسید که چرا این یک هدف است و چگونه به اهداف زندگی شما کمک می‌کند.
برای رسیدن به تناسب اندام (که بسیار کلی است)، شما هدف مشخص‌تری “دویدن در ماراتون” را ایجاد کرده‌اید که با هدف کوتاه مدت “دویدن 5 کیلومتر” شروع می‌شود.

هنگامی که هر هدف کوتاه مدت را تعیین می‌کنید – مانند دویدن 5کیلومتر، می‌توانید به سوالات پاسخ دهید: چه کسی؟ من. چه چیزی؟ دویدن 5 کیلومتر. کجا؟ پارک محلی. چه زمانی؟ برای 6 هفته. چرا؟ برای رسیدن به هدفم که شرکت در دو ماراتون است.
برای افتتاح شغل شخصی خود، هدف کوتاه مدت “شرکت در کلاس حسابداری” را تعیین کرده‌اید.
این می تواند به این سوالات پاسخ دهد: چه کسی؟ من. چه چیزی؟ شرکت در کلاس حسابداری. کجا؟ در کتابخانه. چه زمانی؟ هر شنبه به مدت 5 هفته. چرا؟ برای یادگیری نحوه مدیریت بودجه برای کسب و کارم.

اهداف قابل اندازه‌گیری ایجاد کنید

برای اینکه بتوانیم پیشرفت خود را ردیابی کنیم، اهداف باید قابل اندازه‌گیری باشند. ردیابی و اندازه‌گیری “من می‌خواهم بیشتر راه بروم” به مراتب دشوارتر از “هر روز 16 بار دور پیست راه می‌روم” است. اساساً، به چند روش برای تعیین اینکه آیا به هدف خود رسیده‌اید نیاز دارید.
“دویدن 5 کیلومتر” یک هدف قابل اندازه‌گیری است. حتماً می‌دانید چه موقع این کار را انجام داده‌اید. ممکن است حتی لازم باشد هدف کوتاه‌تری مانند “دویدن حداقل 3مایل سه بار در هفته” را تعیین کنید که به اولین 5کیلومتر خود برسید. بعد از اولین 5کیلومتر، یک هدف قابل اندازه‌گیری “دویدن 5کیلومتر دیگر در یک ماه است، اما با کم کردن 4 دقیقه از زمان”.

به همین ترتیب، “شرکت در یک کلاس حسابداری” قابل اندازه‌گیری است زیرا این کلاس خاصی است که برای شرکت در آن ثبت نام می‌کنید و هر هفته به آنجا می‌روید.
یک نسخه کمتر قابل اندازه‌گیری می‌تواند “یاد گرفتن حسابداری” باشد، که مبهم است، زیرا فهمیدن اینکه چه زمانی این یادگیری به پایان می‌رسد دشوار است.

نسبت به اهداف خود واقع‌بین باشید

بسیار مهم است که وضعیت خود را صادقانه ارزیابی کنید و تشخیص دهید کدام اهداف واقع‌بینانه و کدام کمی دور از ذهن هستند. از خود بپرسید آیا تمام موارد لازم برای تکمیل و تعیین هدف خود را دارید (مهارت، منابع، زمان، دانش).
برای رسیدن به تناسب اندام و دویدن در ماراتون، باید زمان زیادی را به دویدن اختصاص دهید.
اگر وقت و علاقه‌ای ندارید که هر هفته ساعت‌های زیادی را به دویدن اختصاص دهید، ممکن است تعیین این هدف برای شما مناسب نباشد. اگر فهمیدید که چنین است، می‌توانید اهداف خود را تنظیم کنید. روش‌های دیگری برای تناسب اندام وجود دارد که شامل ساعت‌ها دویدن نیست.

اگر می‌خواهید یک کتابفروشی مستقل خود را افتتاح کنید اما تجربه اداره یک تجارت را ندارید، سرمایه (پولی) برای راه اندازی کسب و کار ندارید، و هیچ اطلاعی از نحوه کار کتابفروشی‌ها ندارید، یا واقعاً علاقه‌ای به مطالعه ندارید، ممکن است در رسیدن به هدف خود موفق نباشید.

اولویت‌ها را تعیین کنید

در هر لحظه، تعدادی از اهداف شما در مرحله متفاوتی از به سرانجام رسیدن است. تصمیم‌گیری در مورد اینکه کدام هدف مهم یا از نظر زمانی حساس‌تر است بسیار مهم است. اگر اهداف بیش از حد داشته باشید، احساس خستگی می‌کنید و احتمال اینکه به آنها برسید کم است.
شاید انتخاب چند الویت اصلی به شما کمک کند. این کار باعث میشود زمانی که با اهداف متناقض مواجه می‌شوید تمرکز خود را از دست ندهید. اگر انتخاب بین تکمیل یک یا دو هدف جزئی و تکمیل یک اولویت اصلی باشد، می‌دانید که باید اولویت اصلی را انتخاب کنید.

اگر در حال تلاش برای رسیدن به تناسب اندام هستید و اهداف کوچکتری مانند “داشتن تغذیه سالم‌تر” ، “5 کیلومتر دویدن” و “شنا کردن 1 مایل، 3 روز در هفته” را تعیین کرده‌اید، ممکن است متوجه شوید که وقت یا انرژی لازم برای انجام همزمان همه این کارها را ندارید. می‌توانید اولویت‌بندی کنید. اگر می‌خواهید در یک دو ماراتون شرکت کنید، دویدن 5کیلومتر ممکن است برای هدف شما مهمتر از شنا در هر هفته باشد.
ممکن است بخواهید به تغذیه سالم‌تر خود ادامه دهید، زیرا این علاوه بر کمک به دویدن، برای سلامت کلی شما نیز مفید است.
اگر در تلاش برای افتتاح کتابفروشی خود هستید، ممکن است لازم باشد قبل از انتخاب کتاب‌های خاص برای فروشگاه خود مجوز کسب و کار را کسب کنید و مطمئن شوید که واجد شرایط وام تجاری (در صورت نیاز) هستید.

پیشرفت خود را پیگیری کنید

نوشتن در یک دفتر یک روش عالی برای پیگیری پیشرفت شخصی و حرفه‌ای است. پیگیری پیشرفتتان و دیدن اینکه در مسیر رسیدن به هدفتان پیشرفت داشته‌اید به حفظ انگیزه کمک می‌کند. حتی ممکن است شما را ترغیب کند که بیشتر کار کنید.
درخواست از یک دوست برای حفظ شما در این مسیر می‌تواند به شما در حفظ تمرکز کمک کند. به عنوان مثال، اگر برای مسابقه بزرگ تمرین می‌کنید، داشتن یک دوست برای دیدار منظم و تمرین با او می‌تواند شما را در مسیر پیشرفت قرار دهد.

اگر با تلاش برای شرکت در یک دو ماراتون دارید به تناسب اندام می‌رسید، یک دفتر داشته باشید که در آن میزان دویدن، مدت زمان و احساس خود را ثبت کنید. هرچه بیشتر و بیشتر پیشرفت کنید، بازگشت و دیدن میزان پیشرفت شما از آغاز کار می‌تواند باعث افزایش اعتماد به نفس شود.
پیگیری پیشرفت شما در جهت افتتاح شغل شخصی خود ممکن است کمی دشوارتر باشد، اما نوشتن همه اهداف و اهداف فرعی خود، سپس خط زدن روی آنها یا مشخص کردن کامل شدن هر یک از آنها می‌تواند به شما در پیگیری کارهایی که انجام داده‌اید کمک کند.

اهداف خود را ارزیابی کنید

هنگامی که به اهداف خود رسیده‌اید، به خود اجازه دهید برای آن جشن بگیرید. این زمان را برای ارزیابی فرآیند هدف تعیین کنید – از ابتدا تا انتها. در نظر بگیرید که آیا از چارچوب زمانی، مجموعه مهارت‌های خود راضی بوده‌اید یا هدف منطقی و مناسب بوده است.
به عنوان مثال، هنگامی که اولین 5کیلومتر خود را دویدید، سپاسگزار باشید که هدفی را به اتمام رسانده‌اید، حتی اگر در مقایسه با هدف بزرگتر شما که دویدن در ماراتون است، کوچک به نظر برسد.
مطمئناً، وقتی درهای کتابفروشی مستقل خود را باز می‌کنید و اولین فروش خود را به مشتری انجام می‌دهید، جشن می‌گیرید، با دانستن اینکه برای رسیدن به هدف خود با موفقیت تلاش کرده‌اید!

به تعیین اهداف ادامه دهید

پس از دستیابی به اهداف – حتی اهداف اصلی زندگی – می‌خواهید به رشد خود ادامه داده و اهداف جدیدی را برای خود تعیین کنید.
هنگامی که در دو ماراتون شرکت کردید، باید ارزیابی کنید که دوست دارید بعد از آن چه کاری انجام دهید.
آیا می خواهید در ماراتون دیگری شرکت کنید، اما زمان خود را بهبود ببخشید؟ آیا می خواهید تنوع ایجاد کنید و یک مسابقه سه گانه یا مسابقه آیرونمن را امتحان کنید؟ یا می‌خواهید به دویدن در مسافت‌های کمتر – 5 کیلومتر یا 10 کیلومتر برگردید؟

اگر کتابفروشی مستقل خود را افتتاح کرده‌اید، آیا می‌خواهید در برگزاری رویدادهای اجتماعی مانند باشگاه‌های کتاب یا تدریس خصوصی برای آموزش خواندن و نوشتن شرکت کنید؟ یا می‌خواهید درآمد بیشتری کسب کنید؟ آیا می‌خواهید شعبه دیگری را باز کنید یا با افزودن کافی‌شاپ در داخل یا کنار کتابفروشی مکان خود را گسترش دهید؟

توصیه‌ها

برای ایجاد اهداف عملی از روش SMART استفاده کنید. SMART شگردهایی برای یادسپاری است که توسط مربیان زندگی، انگیزه دهندگان، بخش‌های منابع انسانی و مربیان برای سیستم شناسایی، تعیین و دستیابی به اهداف استفاده می‌شود. هر حرف در SMART مخفف صفتی است که روشی موثر برای تعیین اهداف را توصیف می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *