عشق واقعی

فقدان کشش فیزیکی در رابطه: چرا به پارتنرم تمایل فیزیکی ندارم؟

کشش فیزیکی در رابطه بین دو نفر مسئله حائز اهمیتی است. فقدان این کشش می‌تواند منجر به تخریب رابطه دو طرف از جهاتی دیکر باشد یا حتی عامل آن باشد. در این مقاله به صورت مفصل به این موضوع می‌پردازیم. پس همراه زردنیوز باشید.

شرح مشکل

من اخیرا از دوست پسرم جدا شدم. او از من جدا شد زیرا احساس می‌کرد که از صمیمیت فیزیکی (مانند بوسیدن، در آغوش گرفتن و غیره) لذت نمی‌برم و دیگر انگیزه‌ای برای دیدن من به خاطر رفتارم نداشت. حقیقت این است که من خیلی آدم فیزیکی‌ای نیستم. این مسئله خیلی من را اذیت می‌کند زیرا فکر می‌کردم می‌توانیم از نظر عاطفی با هم ارتباط برقرار کنیم و در شرایط سخت از یکدیگر حمایت کنیم. اما واضح است که او چنین طرز تفکری ندارد.

او به من گفت که حمایت عاطفی مهم است. اما احساس می‌کرد که یک رابطه بدون صمیمیت فیزیکی طولانی نمی‌شود و از نبود کشش فیزیکی و میل جنسی بینمان شکایت می‌کرد. من متوجه بودم که او در اوایل 20 سالگی است، بنابراین رابطه جنسی و صمیمیت فیزیکی احتمالاً برای او مهم است … اما این همچنین باعث شد که بفهمم او واقعاً من را دوست ندارد (و این نیز به نوعی آزاردهنده است). می‌توانم بپرسم در دوران مجردی چگونه با این گونه مسائل برخورد می‌کردید؟ آیا هیچ یک از این مسائل شما و همسرتان را آزار داده است؟ متشکرم! – مادلین

پاسخ به این مسئله

مادلین عزیز، از شنیدن خبر جدایی شما بسیار متاسفم. امیدوارم با این مسئله به خوبی کنار آمده باشی و خواندن نوشته‌های من درباره کنار آمدن با جدایی و پشت سر گذاشتن این شرایط به شما کمک کند. بنابراین در وهله اول، هرگز و هرگز نباید تحت فشار قرار بگیرید تا با شریک زندگی خود رابطه جنسی داشته باشید. مهم نیست چقدر فرد مقابل به این کار تمایل داشته باشد. اگر دوست پسر شما رابطه جنسی می‌خواهد و شما تمایلی به این مسئله ندارید، این یک نه است. حتی اگر او تهدید به جدایی کند، باز هم یک نه است و هیچ اجباری وجود ندارد. در غیر این صورت، تهدید یا تغییر لحن او پس از اینکه شما رابطه جنسی را رد کردید، هشداری نبست به اولویت‌ها و علاقه واقعی او به شما است.

شما جزئیاتی در مورد “فقدان کشش فیزیکی” که دوست پسر سابقتان ذکر کرده است، به اشتراک نگذاشتید.

  • آیا او صمیمیت فیزیکی بیشتری می‌خواست اما آن را دریافت نکرد؟
  • آیا او رابطه جنسی (یا بیشتر از آن) را می‌خواست اما دریافت نکرد؟
  • یا او صمیمیت فیزیکی و رابطه جنسی را دریافت کرده است ولی متوجه شده است که تمایل دو طرفه وجود ندارد؟

در هر صورت، در ادامه تمامی این موارد را بررسی خواهیم کرد.

4 مولفه یک رابطه

پیوند قوی در رابطه عاشقانه
پیوند قوی در رابطه عاشقانه

من هر رابطه‌ای را دارای 4 جزء می‌بینم: ذهن، بدن، قلب و روح.

  • ذهن ظرفیت فکری است، سازگاری ذهنی. توانایی به اشتراک گذاشتن ایده‌ها، صحبت در مورد آن‌ها.
  • قلب سازگاری عاطفی است. توانایی دردودل کردن و انتقادپذیر بودن، داشتن احساسات مشترک و همدلی آسان با یکدیگر.
  • روح یک سازگاری معنوی است. البته فکر می‌کنم به هدف این مقاله چندان مرتبط نیست و همچنین تا حدودی انتزاعی است، بنابراین من در اینجا به این موضوع نمی‌پردازم.
  • بدن به سازگاری فیزیکی اشاره دارد که شامل کشش و جدابیت فیزیکی نسبت به شریک زندگی و سازگاری جنسی می‌شود. منظور من از کشش و جذابیت فیزیکی «عشق در نگاه اول» نیست، زیرا برخلاف تصور رایج، با شناختن شخصی، جذابیت فیزیکی در طول زمان افزایش می‌یابد، حتی اگر در ابتدا آن شخص را جذاب ندانید.

مطالب مرتبط: عشق واقعی است یا یک توهم؟ تمام آنچه که در مورد عشق واقعی باید بدانید

سازگاری، آیتم مورد نیاز حداقل در یک زمینه

برای پیشرفت هر رابطه عاشقانه، باید حداقل در یک زمینه سازگاری وجود داشته باشد – ذهن، بدن، قلب، روح. اگر سازگاری عاطفی وجود داشته باشد، پایه‌ای محکم برای سازگاری در سایر زمینه‌ها ایجاد می‌کند: ذهن، بدن و یا روح. درباره سازگاری ذهنی هم همینطور است. این اجازه می‌دهد تا سازگاری در نواحی بدن، قلب و یا روح ایجاد شود. برای سازگاری فیزیکی هم همینطور. توجه داشته باشید که منظور من پتانسیل یک رابطه عاشقانه برای پیشرفت است نه معیار ازدواج که چیز دیگری است.

به عنوان مثال، کسی را در نظر بگیرید که تناسب فکری قوی با شما دارد (سازگاری ذهنی) اما خودخواه است. از طرف دیگر، شما یک شریک با احساس می‌خواهید که به احساسات شما اهمیت می‌دهد. واضح است که هیچ سازگاری عاطفی در اینجا وجود ندارد. اما شاید قلباً آدم خوبی باشد و پشت سخنان صریح او نیت خیر باشد. شاید او از رک بودن خود آگاه نیست و اگر فرصتی به او داده شود، می‌خواهد با احساسات بیشتری ابراز وجود کند. در اینجا، پتانسیل سازگاری عاطفی وجود دارد. حتی اگر اکنون سازگاری عاطفی وجود نداشته باشد، به این معنی نیست که در آینده نیز وجود نخواهد داشت. بنابراین این پایان این رابطه نیست، بلکه در مورد پرورش آن است تا ببینیم چگونه می‌تواند رشد کند. اما اگر هم سازگاری عاطفی و هم ذهنی وجود داشته باشد، اما سازگاری فیزیکی وجود نداشته باشد، چه؟ چه کاری باید انجام دهید؟

فقدان کشش فیزیکی

fight-for-a-relationship
رابطه جنسی- کشش فیزیکی

سه نکته قابل توجه:

  • بستگی به این دارد که سازگاری فیزیکی چقدر برای شما مهم است.
  • این بستگی به “انتظارات” فعلی شما از این رابطه دارد، خواه به آن کوتاه مدت نگاه کنید یا بلند مدت.
  • شما باید در نظر داشته باشید که همه توانایی رشد دارند. بنابراین آنچه مهمتر است تمایل فرد به رشد و علاقه او به این زمینه است. فقط به این دلیل که کسی اکنون از نظر فیزیکی با شما سازگار نیست به این معنی نیست که او برای همیشه نخواهد بود.

مهم بودن رابطه جنسی برای فرد

بنابراین اینجاست که موضوع شخصی می ‌شود. افرادی هستند که رابطه جنسی برای آن‌ها بسیار مهم است. آن‌ها به رابطه جنسی نیاز دارند. آن‌ها با شریک زندگی خود با استفاده از رابطه جنسی به عنوان زبان عشق و شاید به عنوان نوعی رهایی ارتباط برقرار می‌کنند، و هیچ نظر موافق یا مخالف رابطه جنسی قبل از ازدواج ندارند. بنابراین، برای این افراد، رابطه جنسی برای یک شب عادی است و رابطه جنسی در اوایل یک رابطه را عادی و ضروری می‌دانند. اگر کسی هستید که زیاد به رابطه جنسی اهمیت نمی‌دهید و رابطه جنسی زبان اصلی عشق شما نیست، و با کسی هستید که رابطه جنسی را بیش از همه چیز در اولویت قرار می‌دهد، پس احتمالاً این ارتباط برای مدت طولانی کارساز نخواهد بود ( مگر اینکه یکی یا هر دوی شما در این زمینه تغییر کنید).

الویت نبودن رابطه جنسی برای فرد

اما افرادی هم هستند که رابطه جنسی برای آن‌ها مهم است، اما سازگاری عاطفی/ذهنی مهم‌تر است. از نظر آن‌ها، رابطه جنسی تنها یکی از مؤلفه‌های رابطه است. بنابراین آن‌ها قبل از اینکه به سایر زمینه‌ها نگاه کنند، بر جستجوی شریکی متمرکز می‌شوند که بتوانند از لحاظ عاطفی / ذهنی با او ارتباط برقرار کنند. چنین افرادی، آن‌ها ابتدا شریک زندگی خود را بر اساس ارتباط عاطفی و ذهنی خود انتخاب می‌کنند و سپس به جای فیلتر کردن افراد بر اساس رابطه جنسی، اجازه می‌دهند نزدیکی فیزیکی آن‌ها با یکدیگر به طور طبیعی ایجاد شود. من دوستی دارم که قبل از ازدواج 3 سال با دوست پسرش بود. در طول دوران نامزدی آن‌ها رابطه جنسی نداشتند، اگرچه دوست پسر او قبلاً با دوست دخترهای سابق خود رابطه جنسی داشت. با این حال، آن‌ها یکدیگر را می‌بوسیدند، در آغوش می‌گرفتند و نوازش می‌کردند. آن‌ها اکنون ازدواج کرده‌اند و یک بچه هم دارند.

نظر نویسنده

برای من، زبان اصلی عشق من لمس فیزیکی نیست. ارتباطات و کلمات است. من دوست دارم صحبت کنم تا با شریک زندگیم ارتباط برقرار کنم، بدانم او چگونه است و او را در سطح عمیق‌تری بشناسم. از طرف دیگر، شوهرم در گذشته روابط زیادی داشته است و تقریباً با تمامی آن‌ها رابطه جنسی داشته است. اما این اختلاف ما را از ارتباط عمیق باز نداشت. وقتی از او پرسیدم نظرش در مورد به تعویق انداختن رابطه جنسی چیست، گفت که اهمیتی نمی‌دهد زیرا ارتباط بین ما قوی‌تر از آن چیزی است که او قبلاً احساس کرده بود. کل مفهوم رابطه جنسی در اوایل رابطه، بعداً، پس از ازدواج، یا حتی هرگز به دلایل بیولوژیکی عجیب و غریب، یک چیز پیش پا افتاده‌ بود.

در یک رابطه دیگر، او ممکن بود نگران شود زیرا قبلاً با برخی از دوست دخترهای خود با مسائل ناسازگاری جنسی روبرو شده‌ بود، اما این نگرانی برای او به سادگی در مورد خودمان ایجاد نشد. او گفت که کل تفکرات داشتن رابطه جنسی یا عدم رابطه جنسی در مقایسه با آنچه ما داریم بی‌اهمیت است. اتفاقاً فکر می‌کنم دیدگاه‌های او کمی افراطی است (فکر می‌کنم رابطه جنسی نداشتن برای همیشه ممکن است بی‌معنی باشد)، اما می‌خواستم این را به عنوان دیدگاهی متفاوت با روایتی که همیشه می‌شنویم (که مردها فقط به فکر رابطه جنسی هستند) به اشتراک بگذارم.

اهمیت سازگاری عاطفی/ ذهنی

عشق-رابطه-عاشقانه
عشق-رابطه-عاشقانه

اکنون نمی‌خواهم بگویم که رابطه جنسی مهم نیست. رابطه جنسی مهم است و بخشی از یک رابطه موفق است. اما صمیمیت جنسی/فیزیکی، در بیشتر موارد و برای اکثر زوج‌ها، از یک سازگاری عاطفی و ذهنی قوی ناشی می‌شود. در مواردی که بررسی کردم، زوج‌هایی که ظاهراً با مشکل فقدان کشش فیزیکی یا ناسازگاری فیزیکی دست و پنجه نرم می‌کنند، همواره به نوعی با مسائل سازگاری عاطفی/روانی سروکار دارند. حتی اگر آن‌ها فکر می‌کنند که با یک موضوع منحصر به فرد در ناسازگاری جنسی/فیزیکی یا عدم تفاهم در امیال جنسی سروکار دارند، معمولاً عوامل زمینه‌ای باعث این موضوع می‌شوند که معمولاً ناسازگاری در زمینه‌های دیگر است.

مثال

مثلا، من فردی را می‌شناختم که از همسرش طلاق گرفته‌ بود، زیرا در طول ۳ تا ۴ سال ازدواجشان اصلاً رابطه جنسی نداشتند. در حالی که به نظر می‌رسید مشکل ناسازگاری فیزیکی است، اما وقتی عمیق‌تر جستجو کردم، معلوم شد که از ابتدا هرگز یک ارتباط عاطفی یا فکری واقعی وجود نداشته است که منجر به فقدان رابطه جنسی می‌شود. همچنین مهم است که توجه داشته باشید که ممکن است تغییراتی در زندگی ما ایجاد شود (مانند استرس کاری، دوره‌های افت در زندگی، و غیره.) که باعث ایجاد مشکلات در برقراری رابطه جنسی با شریک زندگی‌مان می‌شود.

این دوباره به عوامل عاطفی و زندگی مرتبط است تا عدم تطابق فیزیکی واقعی. که من را به این نقطه می‌رساند: احساس من این است که “فقدان کشش فیزیکی” احتمالاً دلیل واقعی جدایی شما نیست. احتمالاً در برخی زمینه‌های دیگر (عاطفی، دیدگاه‌های مشترک، ارزش‌های مشترک، آرزوها، هر کدام که باشد) سازگاری وجود ندارد که باعث شده‌ کشش فیزیکی به یک مشکل تبدیل شود و در نتیجه باعث جدایی شود.

اتفاقی خوشایند

حالا، این چیز بدی نیست. در عوض، فکر می‌کنم این چیز خوبی است که از هم جدا شدید، زیرا نکته این است که ناسازگاری‌هایی وجود داشت که باعث شد «کشش فیزیکی» به یک مشکل تبدیل شود. بنابراین اگر شما خود را تغییر دهید تا شکاف “کشش فیزیکی” را به خاطر شکایت‌های دوست پسر سابق خود پر کنید، نه تنها به فردی متفاوت از خود طبیعی خود تبدیل خواهید شد، بلکه مجبور خواهید بود چیزهای بیشتری را تغییر دهید تا رابطه را حفظ کنید، تا زمینه‌های دیگر ناسازگاری را پر کنید. یا اگر اینگونه در نظر بگیریم که دوست پسر سابق شما واقعا دنبال رابطه جنسی بود و این تنها مشکل رابطه شما بود در این صورت این رابطه به سادگی دوام نمی‌آورد زیرا شما به طور طبیعی اینگونه نیستید یا حداقل زمانی که در کنار او هستید این احساس را ندارید (و هیچ ایرادی در این وجود ندارد).

نحوه ایجاد کشش فیزیکی

better-sex
بوسیدن-کشش جنسی-عشق-رابطه

چگونه باید با موقعیت‌هایی برخورد کنیم که واقعاً کشش فیزیکی وجود ندارد، اما یک ارتباط عاطفی/ذهنی قوی وجود دارد؟ همانطور که گفتم، من فکر می‌کنم اکثر زوج‌هایی که با فقدان کشش فیزیکی یا ناسازگاری فیزیکی روبرو هستند، واقعاً با مسائل مربوط به انواع دیگر سازگاری سروکار دارند. استثنائاتی وجود دارد که اختلاف در سازگاری فیزیکی واقعاً به دلیل عوامل غیرمرتبط است (مانند عدم تطابق واقعی بیولوژیکی یا ترس عمیق فرد نسبت به رابطه جنسی)، اما این‌ها استثنا هستند. این بدان معناست که اگر کسی با شریک خود احساس فقدان کشش فیزیکی می‌کند، به او توصیه می‌کنم که ابتدا به بنیاد رابطه نگاه کند نه اینکه روی مولفه فیزیکی تمرکز کند.

اما در نظر بگیرید از نظر عاطفی و ذهنی با کسی سازگار هستید و از ناسازگاری فیزیکی با او می‌ترسید. چه کاری باید انجام دهید؟ اولا، رابطه جنسی را به عنوان یک طیف در نظر بگیرید، نه یک چیز دوتایی «بله وجود دارد، نه وجود ندارد». به این معنی که از همان اولین اقدام برای برقراری رابطه جنسی (بوسیدن، در آغوش گرفتن و غیره) با کسی نگران تمایل دو طرفه در همان ابتدا نباشم، بلکه به فکر ایجاد این تمایل دو طرفه در طول زمان باشم. ثانیاً رابطه جنسی را دارای مراحل متعددی در نظر بگیرید.

شیمی بین خود و پارتنرتان را بسازید!

بوسیدن، در آغوش گرفتن، نوازش کردن، بوسه فرانسوی، نوازش کردن و غیره. حتی در هر مرحله درجات مختلفی از پیشرفت وجود دارد. بسته به راحتی فرد با نزدیکی فیزیکی، برخی از این مراحل ممکن است فقط پس از ازدواج یا بعد از آن در رابطه انجام شود. در هر صورت، شما می‌توانید در محدوده راحتی خود روی ساختن این شیمی کار کنید. به عنوان مثال، ممکن است اولین بوسه‌ عجیب و غریبی با شریک زندگی خود داشته باشید. اما یک طرز فکر تجربی و سرگرم‌کننده را نسبت به آن اتخاذ کنید و به خود اجازه دهید به تلاش ادامه دهید.

پس از چند بار تلاش، و زمانی که هر دوی شما با لب‌ها و سبک‌های بوسیدن یکدیگر آشنا می‌شوید، بوسیدن بین هر دوی شما عادی می‌شود و به چیزی تبدیل می‌شود که مشتاقانه منتظر آن هستید! در آغوش گرفتن‌، بوسه فرانسوی و هر فعالیت بدنی دیگری هم همینطور. ثالثاً، فرض کنید وقتی شریک زندگی خود را می‌بوسید، در آغوش می‌گیرید و حتی وقتی شریک زندگی خود را می‌بینید، هیچ احساسی وجود ندارد – مثل اینکه وقتی او را می‌بینید اصلاً احساس هیجان/خوشحالی نمی‌کنید. و، شما هنوز بعد از چندین هفته و ماه با هم بودن، هیچ احساس خاصی ندارید. سپس بله، ممکن است مشکلی وجود داشته باشد، و این چیزی است که شما باید با شریک زندگی خود در میان بگذارید، و به او بگویید که چه احساسی دارید، که این مشکل وجود دارد، برای درک این مشکل، و غیره.

توضیحات پایانی

به طور خلاصه، من زیاد نگران دستیابی به یک کشش فیزیکی فوری با کسی یا نداشتن کشش در آینده‌ای عاشقانه، نمی‌شوم، مگر اینکه شما مسائل عمیقاً ریشه‌ای در رابطه جنسی داشته باشید (که فکر نمی‌کنم برای شما صادق باشد، و که به طور کلی یک چیز جداگانه خواهد بود). شیمی فیزیکی و سازگاری چیزی است که با شریک زندگی خود، از طریق ارتباط صریح، درک علایق یکدیگر، و دردودل برای کشف چیزهای جدید ایجاد می‌کنید. همه توانایی رشد و توسعه را دارند و ترجیحات و تمایلات فیزیکی فرد برای همیشه ثابت نمی‌ماند.

همچنین، وقتی کسی را دوست دارید و از نظر عاطفی در ارتباط هستید، طبیعتاً می‌خواهید به او نزدیک باشید و نیازی نیست خود را مجبور به بوسیدن‌ و برقراری رابطه جنسی با وی بکنید. به همان اندازه که وظیفه شریک زندگی شما است وظیفه شما نیز هست که شیمی فیزیکی خود را با هم بسازید و این چیزی نیست که به طور جادویی اتفاق بیفتد. جالب اینجاست که با نگاه کردن‌ به رابطه جنسی به عنوان چیزی که به طور طبیعی رشد می‌کند و با اتخاذ یک ذهنیت باز و سرگرم‌کننده، فشار کمتری بر شما وارد می‌شود و به شما کمک می‌کند تا روی ایجاد ارتباط خود با شریک زندگی‌تان تمرکز کنید، که سپس پایه و اساسی را فراهم می‌کند که رابطه جنسی قوی بر آن بنا شده‌ است.

مطالب مرتبط: چگونه در تخت رمانتیک و سکسی باشیم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.