راهکارهای تقویت مهارت خودتنظیمی و کنترل نفس در کودکان

من در دوران دانشجویی مربی اسکی بودم. 95 درصد از کلاس‌هایی که در آن دوره داشتم با کودکان بود. در بازه‌ای از زمان کلاس‌هایی گروهی در اختیار داشتم که متشکل از 12 کودک می‌شد که مسئولیتشان با من بود. با گذشت بیست سال هنوز هم می‌توانم به وضوح دختر ده ساله‌ای را به یاد بیاورم که تمام روز را در کلاس 12 نفره من ناله و گریه می‌کرد و عصبانی می‌شد و از عدم خودتنظیمی رنج می‌برد..

در بخشی که برای آموزش در اختیار داشتیم، هر بار او با صدای جیغی بلند اعلام می‌کرد که اسکی‌هایش به آن سمتی که او می‌خواهد نمی‌روند! پس از آن هم خود را بر روی تپه برفی می‌انداخت و شروع به ناله می‌کرد. روز بدی برای من به عنوان مربی بود. من هنوز هم تعجب می‌کنم که چرا پدر و مادرش در حالی که اخلاق او را می‌شناختند وی را در کلاس ثبت نام کرده بودند. حدس من این است که آن‌ها می‌خواستند خودشان اسکی کنند و برایشان مهم نبود که دخترشان هم اسکی یاد بگیرد یا نه. کلاس من در واقع در دسترس‌ترین مهدکودک در کوهستان بود.

در آن زمان من دانشجوی کارشناسی رشته روانشناسی بودم. به یقین می‌دانستم که رفتار او عادی نیست. با نگاهی به موقعیت می‌توانستم متوجه شوم که دخترک مبتلا به اوتیسم نیست؛ به این دلیل که مهارت‌های اجتماعی او کاملاً ماهرانه بود. او نمونه کاملی از کودکی است که مهارت‌های خودتنظیمی مناسبی را در اختیار ندارد.

خودتنظیمی چیست؟

خودتنظیمی  و کنترل نفس
خودتنظیمی و کنترل نفس چیست؟

مهارت‌های خودتنظیمی به معنای توانایی کودک در مدیریت احساسات و رفتار خود در موقعیت‌های مختلف است. این امر به کنترل احساسات، برنامه ریزی و کنترل رفتار مربوط می‌شود.

فرزند شما در صورت باخت در یک بازی بیشتر از سایر کودکان هم سن خود عصبانی می‌شود و یا غر می‌زند؟ آیا کودک شما وقتی چیزی مانند کفش یا کوله پشتی خود را پیش از رفتن به مدرسه پیدا نکند عصبانی شده و کاملاً خونسردی خود را از دست می‌دهد؟ آیا فرزند شما به طور معمول با خواهر، برادر و دیگر فرزندانتان بر سر چیزی که می‌خواهد (مانند اسباب بازی) و به دست نمی‌آورد دعوا می‌کند؟

اگر پاسخ شما به هر یک از موارد بالا مثبت است بهتر است به خواندن این مقاله ادامه بدهید. در صورتی که احساس می‌کنید که فرزندتان ممکن است مهارت‌های خودتنظیمی و کنترل نفس را در اختیار نداشته باشد به شما کمک خواهیم کرد. در این مقاله نکاتی در رابطه با چگونگی کمک به کودکتان در مسیر رشد مهارت‌های خودتنظیمی ارائه خواهد شد. این که کودک شما قبل از این که خیلی دیر شود این مسائل را حل کند امری ضروری است. تحقیقات نشان داده است که عدم فراگیری خودتنظیمی در اوایل زندگی می‌تواند منجر به مشکلات بزرگ‌تری در آینده شود، مانند مشکلاتی در مدرسه.

نکاتی برای کمک به فرزندتان در مسیر توسعه مهارت‌های خودتنظیمی

صحبت با کودک
صحبت پدر با کودک

در مورد کنترل نفس در شرایط موجود با آن‌ها گفتگو کنید

“او مرا مجبور به انجام آن رفتار کرد!” بچه‌های من بارها پشت سر یکدیگر با من صحبت کرده‌اند. آن‌ها به طور معمول از رفتار بد خود دفاع می‌کنند. یک خواهر بزرگ‌تر ممکن است برادر کوچک خود را به خاطر تف کردن کتک بزند. دفاع او در چنین شرایطی این است که برادرم اول تف کرده است و من مجبور شدم کتکش بزنم.

این روشیست که ذهن کودک کار می‌کند. وظیفه والدین این است که به فرزندان خود توضیح دهند که هر فرد باید بر اعمال و واکنش‌هایش کنترل داشته باشد. کودکان باید درک کنند که خودتنظیمی و کنترل بر احساسات و رفتارهایشان نیازمند زمان و تمرین است.

گفتگو در مورد خودتنظیمی و خودکنترلی امری یک باره نیست. این چیزیست که والدین باید به طور مرتب با فرزندان خود در موردش صحبت کنند.

با استفاده از عباراتی قابل فهم با فرزندتان صحبت کنید. اگر با کودک خردسالتان روی مهارت خودتنظیمی کار می‌کنید، باید مسائل را خیلی ساده بیان کنید. شما می‌توانید به او بگویید که اگر در فروشگاه مواد غذایی عصبانی شود، نمی‌تواند بعد از ظهر به زمین بازی برود. قبل از ورود به فروشگاه هم بار دیگر عواقب این واکنش را به کودکتان یادآوری کنید. در مورد داشتن رفتار خوب با وی صحبت کنید. به وی بگویید پاداشش در صورت داشتن چنین رفتاری بازی در پارک پس از خرید خواهد بود.

آموزش مهارت‌های خودتنظیمی باید از اوایل زندگی شروع شود. کودکان خردسال می‌توانند از طریق پیامدها، شروع به یادگیری خودتنظیمی کنند. این پیامدها و انتظارات از رفتارشان باید با عبارات اساسی و متناسب با سنشان به آن‌ها توضیح داده‌شوند.

به عنوان مثال: “اگر امروز برادر کوچکت را بزنی، شب اجازه دیدن تلویزیون را نخواهی داشت.” عواقب را یادآوری کنید اما در نظر داشته باشید که انتظاراتتان هم باید معقول باشند.

کودکان خردسال اغلب به یادآوری نیاز دارند. باید با آن‌ها به صورت رو در رو صحبت کنید. مهارت‌های خودتنظیمی برای کودکان نوپا بسیار دشوار است، اما در گذر زمان روندی قابل آموزش است.

در تعیین اهداف به فرزندتان کمک کنید

داشتن اهداف به هدایت رفتار در فرد کمک شایانی می‌کنند. اگر فرزند شما هدف خود را گرفتن نمره الف در ریاضی تعیین کند، رفتار او می‌تواند به سمت آن هدف هدایت شود. وی به جای انجام بازی‌های ویدیویی بعد از مدرسه، اگر واقعا بخواهد نمره الف بگیرد، تکالیف ریاضی خود را انجام خواهد داد.

بر اساس تحقیقات، رفتار توسط اهداف تنظیم می‌شوند. اگر فردی هیچ هدف مشخصی نداشته باشد، احتمالاً رفتارش جهت گیری و کنترل کمتری در یک مسیر مثبت خواهد داشت.

کمک به فرزندتان برای تعیین اهداف معقولی که به آن علاقه‌مندست می‌تواند به خودتنظیمی و کنترل نفس در او یاری برساند. به عنوان مثال، اگر کودک شما هر روز صبح به سختی از خواب بیدار می‌شود، در مورد هدف گذاری با او صحبت کنید. از او بخواهید که هر شب در ساعت مشخصی به رختخواب برود تا صبح‌های سختی را در پیش نداشته باشد.

شما می‌توانید به او کمک کنید تا لیستی از اهدافش را تهیه کند. او به این وسیله می‌تواند مسیر پیشرفتش را بررسی کند. پس از چند هفته از گذشت دستیابی‌های موفقیت آمیز به اهداف، می‌توانید با او در مورد نتایج صحبت کنید. برای مثال می‌توانید با او درباره این که چگونه وضعیتش با خواب منظم در زمان مشخص بهبود یافته است، صحبت کنید.

تنها شمایید که می‌دانید فرزندتان در کجا نیاز به بهبود در وضعیت خودتنظیمی‌اش دارد. هنگامی که مناطقی را که نیاز به تصحیح دارند هدف قرار دادید، به وی کمک کنید تا اهدافی را در جهت بهبود عملکردش تعیین کند.

خودتنظیمی از طریق تعیین اهداف برای موفقیت در زندگی امری ضروری است. در یک مقاله تحقیقاتی در باب هدف گذاری و خودتنظیمی موارد زیر بیان شده‌است:

خودتنظیمی شامل تعیین هدف و رسیدن به آن است. برای موفقیت در زندگی، افراد باید رفتار خود را به طور مؤثر مدیریت کنند. این روند شامل تعیین اهداف مناسب و سپس قدم برداشتن در مراحل رسیدن به آن‌هاست. چنین روندی امری تاثیرگذار در مواجهه افراد با شکست است. خودتنظیمی برای رسیدن به این ویژگی بسیار حائز اهمیت است.

به آن‌ها حق انتخاب بدهید

کودکی که خودتنظیمی و کنترل نفس را به خوبی فرا گرفته است می‌تواند گزینه‌های بالقوه را در یک موقعیت ببیند. وی می‌تواند همه گزینه‌ها را سنجیده و بهترین را از میان آن‌ها انتخاب کند. کودکانی که همیشه به آن‌ها گفته می‌شود چه کاری را چگونه و در چه زمانی انجام دهند ممکن است در نهایت مهارت خودتنظیمی ضعیفی داشته باشند. این افراد فرصت تمرین برای تصمیم گیری را نداشته‌اند.

کودکان باید از سنین پایین اجازه داشته باشند تا در طول روز گزینه‌های ساده‌ای برای انتخاب داشته باشند. به عنوان مثال، از یک کودک نوپا بپرسید که آیا برای میان وعده شیر می‌خواهد یا آبمیوه. نتیجه برای والدین فرقی نمی‌کند، زیرا که هر دو گزینه خوراکی‌های سالمی برای کودک هستند.

نکته در واقع این است که فرصت‌هایی را ایجاد کنیم که در آن‌ها موقعیت‌های انتخابی برای کودک فراهم می‌شود. بدین طریق کودک یاد می‌گیرد که خودش انتخاب کند و بفهمد که عواقب تصمیم‌هایش چه خواهد بود.

انتخاب‌ها و گزینه‌های موجود باید با افزایش سن افزایش یابند. به عنوان مثال، از یک کودک پنج ساله می‌پرسند که می‌خواهد کدام کفش را در مدرسه بپوشند. وی می‌تواند از بین کفش‌هایش یکی را انتخاب کنند. اگر در نهایت چکمه‌های بارانی را انتخاب کند و در مدرسه متوجه شود که دویدن با آن‌ها در زنگ تفریح دشوار است، از طریق نتیجه تصمیم‌گیری خود درسی که لازم است را یاد خواهد گرفت. این تجربه به وی کمک می‌کند تا دفعه بعد انتخاب بهتری داشته باشد.

چنین فرصتی برای انتخاب به کودک شما کمک می کند تا در رابطه با برنامه ریزی پیش رو و نحوه تفکر بیاموزد. برنامه ریزی بخشی جدایی ناپذیر از مهارت خودتنظیمی است.

به کودکتان فرصت برنامه ریزی بدهید

برنامه ریزی به کودک کمک می کند تا رفتارش را خودش تنظیم کند. این شیوه از خودتنظیمی به کنترل عواطف و رفتار فرد منجر خواهد شد.

برنامه ریزی برای واکنش در موقعیت‌های سخت می‌تواند به کودک کمک کند تا خود را با شرایط تطبیق دهد. اگر کودک شما تمایل به بدرفتاری در موقعیت‌های خاص دارد، به او کمک کنید تا از قبل نحوه برخوردش را برنامه ریزی کند.

به عنوان مثال، اگر فرزندتان در زمانی که تیم بیسبالش در یک بازی شکست می‌خورد عصبانی می‌شود، به او کمک کنید تا از قبل نحوه رفتارش را مشخص کند. در مورد این که در صورت پیروزی و شکست شکست چگونه واکنش نشان خواهد داد، بحث و گفتگو کنید. شما می‌توانید با او درباره این که چگونه در لحظه رفتار خود را انتخاب کند مشورت کنید.  

به وی کمک کنید تا برای تصمیماتی که باید در شرایط سخت بگیرد از قبل برنامه ریزی کند. هنگامی که انتخاب‌های بدی انجام می‌دهد یا برنامه ریزی ضعیفی دارد، فرصت دارید در مورد این که دفعه بعد چگونه خواهند توانست کارها را متفاوت انجام دهند، گفتگو کنید.

بازی کنید!

بازی مادر با کودک
بازی مادر با کودک

بازی کردن به کودکان کمک می‌کند تا مهارت‌های خودتنظیمیشان را توسعه دهند. در تحقیقات ثابت شده‌است که «کودکان در بازی یاد می‌گیرند که رفتار واکنشی خود را مهار کنند. آن‌ها در این فرآیند از قوانین پیروی می‌کنند. این قوانین شیوه برخورد آن‌ها را از واکنش سریع و برانگیخته به تعادل و اختیار در انتخاب سوق خواهد داد».

به عنوان مثال، هنگامی که کودکان در حال بازی با همسالان خود هستند یاد می‌گیرند که از قوانین پیروی کنند. آن‌ها به سرعت متوجه خواهند شد که اگر قوانین را رعایت نکنند یا تقلب کنند، همسالانشان واکنش نشان خواهند داد؛ آن‌ها ممکن است از بازی اخراج شوند یا توسط هم بازی‌هایشان سرزنش شوند. بازی به آن‌ها این فرصت را می‌دهد تا با درک بیشتری سناریوهای موجود در زندگی واقعی را تمرین کنند.

الگوی خودتنظیمی خوبی باشید

یک کودک ناظر بر والدین و مراقبان خود است. کودکان با  نگاه کردن به رفتار دیگر افراد الگوبرداری می‌کنند؛ این بخشی از توسعه روابط انسانی است. کودکان تماشا می‌کنند، یاد می‌گیرند و از اطرافیان خود تقلید می‌کنند. بنابر همین دلیل است که والدین و اطرافیان کودک باید نسبت به مهارت‌های کنترل نفس آگاه باشند.

وقتی در زندگی همه چیز طبق خواسته شما پیش نمی‌رود، چه واکنشی نشان می‌دهید؟ صدایتان را بلند می‌کنید و فحش می‌دهید؟ آیا شما در شرایط غیر قابل پیش بینی واکنشی ناگهانی دارید یا لحظه‌ای مکث کرده و بهترین تصمیم ممکن را می‌گیرید؟ آیا در موقعیت‌های مختلف از قبل برنامه ریزی کرده و انتخاب‌های خوبی می‌کنید؟

کودکان  از ما یاد می‌گیرند. ما باید برای تقویت مهارت‌های خودتنظیمی خود خوب تلاش کنیم تا فرزندانمان هم بتوانند آن را از ما بیاموزند.

نتیجه نهایی

با یادآوری داستان ابتدایی این مقاله، می‌خواهم به وضعیت دختری بپردازم که در آن روز ظاهرا هیچ مهارتی در کنترل نفس و خودتنظیمی نداشت. شاید اگر والدینش به او کمک می‌کردند تا در آن روز هدفی را برای یادگیری اسکی تعیین کند، یا این که در مورد نحوه رفتارش در کلاس با او صحبت می‌کردند، بهتر عمل می‌کرد. چنین روندی شاید امکان یادگیری در وی را به حداکثر میزان ممکن می‌رساند.  

با این حال، رفتارهای او به قدری بدون کنترل بود که احتمالاً برای داشتن رفتاری عادی به مداخله فردی حرفه‌ای (مشاوره یا درمان اصلاحی رفتار) نیاز داشت.

اگر تا به حال با کودک ده ساله‌ای رو به رو شده‌اید که مانند یک بچه دو ساله رفتار کرده است، شما نیز متوجه اهمیت مهارت‌های خودتنظیمی در زندگی شده‌اید. هر چه کودک بزرگ‌تر شود، تغییر در رفتارها برای وی دشوارتر خواهد شد.

از کودکی به فرزند خود کمک کنید تا خودتنظیمی و کنترل نفس را یاد بگیرد. این مهارت‌ها را همچنان که در حال رشد و یادگیریست به او آموزش بدهید.

مطالب مرتبط: چگونه در کودک خود انگیزه ایجاد کنیم؟ 3 راه برای کمک به فرزند جهت یادگیری و رشد مثبت

مطالب مرتبط: نحوه صحبت کردن با کودک در مورد رابطه جنسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *