رابطهها دشوار هستند. مدیریت کردن شخصیتها، خواستهها و نیازهای متفاوت دو نفر، کاری سخت و چالشبرانگیز است. حتی بهترینِ ما هم مشکلات و اختلالاتی را تجربه خواهد کرد. اما این رابطهها معمولا ارزش تلاش کردن و مبارزه را دارند. به منظور جنگیدن و نجات برای یک رابطه، شما نیازمند این هستید که با یار دلسرد شدهی خود ارتباط برقرار کنید، با گذشته کنار بیایید و در نهایت آن شخص را همانگونه که هست بپذیرید. در این مقاله از ویکی هو به این موضوع میپردازیم.
بخش اول: ارتباط برقرار کردن با او

در صورت لزوم، عذرخواهی کنید
هنگامی که یکی از طرفین یا هر دو آنها احساس میکنند که لطمه دیدهاند- چه به دلیل دعوا، حرفهای بیملاحظه یا رنجش دراز مدت- رابطهها دچار تنش میشوند. تمامی رابطهها تا حدودی این موقعیت را تجربه خواهند کرد. هنگامی که شما کار اشتباهی انجام دادهاید، مهمترین نکته این است که دوباره با او ارتباط بگیرید و عذرخواهی کنید. عذرخواهی کردن نشان دهنده تعهد شما به شریک زندگی و رابطهتان است.
- برای یک عذرخواهی درست، باید صمیمی و صریح باشید و قبول داشته باشید که شما باعث این آسیب شدهاید. نقش خود را در خدشه دار کردن اعتماد یا احترام در رابطه، بپذیرید. این به معنای پذیرفتن تمام مسئولیتها نیست، اما مسئولیتهایی که متوجه شخص شما هستند را بپذیرید.
- صادق و روشن رفتار کنید. تنها برای جبران و التیام بخشیدن به آسیب وارده به او، عذرخواهی کنید و نه به دلیلی دیگر. در عین حال، برای چیزهای مشخصی از او عذرخواهی کنید. برای مثال بگویید: “من از اینکه در طول بحثمان از کوره در رفتم، بسیار متاسفم. میفهمم که این کار من باعث آسیب و آزردگی تو شد و احساس تحقیر شدن به تو داد. لطفا مرا ببخش.”
- از عذرخواهیهای مبهم و چندپهلو بپرهیزید. در این گونه عذرخواهیها هیچ مسئولیتی را نمیپذیرید و نیز غیرصادقانه به نظر میرسید. برای مثال در این مواقع میگویید: “متاسفم اگر این کار من باعث آزردگی خاطر تو شد” یا “متاسفم اگر این کار من به نظرت اشتباه بوده.”
- از او درخواست عذرخواهی متقابل نکنید. بخشیدن دو طرفه مهم است، اما شاید شریک زندگی شما برای طی کردن روال احساسات خود به زمان نیاز داشته باشد. درخواست عذرخواهی کردن از او فقط ادعای دادخواهی کردن برای خودتان است.
به حرفهای او گوش کنید
عذرخواهی کردن صرفا بخش اول ارتباط برقرار کردن با اوست. این عمل، کارها را روبهراه نخواهد کرد اما میتواند یخهای رابطه را بشکند و روند بهبودی اوضاع و نجات رابطه را آغاز کند. اگر شریک زندگی شما احساسی واکنش نشان داد یا حتی وسط حرف شما پرید، تعجب نکنید. به جای مقاومت کردن در برابر او و دفاع کردن از خود، صبور و متواضع باشید و به او گوش کنید.
- سعی بر دفاع کردن از خود نداشته باشید و بر “پایان دادن” داستان به نفع خود اصرار نورزید. شاید نخستین اصرار شما، اصلاح کردن یا رد کردن گفتههای شریک زندگیتان باشد، اما به جای این کار به او اجازه دهید صحبت کند.
- شما همچنین با نشان دادن صبر خود، به شریک زندگیتان اجازه میدهید آزادانه و بدون ترس یا قصد تلافی صحبت کند، که این کار نشان دهنده آن است که شما در خصوص بهبود بخشیدن این شکاف ایجاد شده جدی هستید.
- به خاطر داشته باشید که نکتهی اصلی عذرخواهی کردن، تلاش برای بهبود و نجات رابطه است. این کار برای اثبات کردن اینکه حق با چه کسی است و چه کسی اشتباه کرده، نیست.
فضایی برای بحث ایجاد کنید، اما بیش از حد پیگیر نباشید
طوری رفتار کنید که شریک زندگی شما خیلی واضح بفهمد که میخواهید رابطه را نجات دهید. در عین حال قبول کنید که این کارها نیاز به زمان دارد. بر پیگیری کردن شریک زندگیتان مصر نباشید، خصوصا اگر از هم دور شدهاید. اگر این کار را انجام دهید، در آخر فاصله شما خیلی دورتر خواهد شد. همزمان که فرصتی برای آشتی کردن ایجاد میکنید، کمی زمان و فضا برای این کار اختصاص دهید.
- اگر شریک زندگیتان برای صحبت کردن آماده است، خیلی واضح نشان دهید که شما هم برای صحبت کردن آمادگی دارید. مطمئن شوید که او میداند شما برای این مکالمه راحت و آزاد هستید.
- در عین حال، افراد اغلب بعد از وقوع یک مشاجره یا یک آسیب، خواهان فراهم شدن یک بستر فیزیکی و عاطفی هستند. سعی کنید این نیاز به داشتن فاصله را درک کنید و برای آن احترام قائل شوید؛ شریک زندگی خود را آزار ندهید.
مطالب مرتبط: رابطه سالم؛ چگونه متوجه شویم که ما یک رابطه سالم داریم؟
بخش دوم: رو به رو شدن با گذشته

با یکدیگر یا به صورت تکی به مشاور مراجعه کنید
مشاوره، راهحل کاملا مطمئنی نیست، اما به شما کمک میکند مشکلات را حل کنید و همچنین یاد بگیرید چگونه با شریک زندگی خود موثرتر ارتباط برقرار کنید. اگر مشکلی جدی در رابطه شما وجود دارد، به فکر مشاوره دو نفره (زوجین) باشید. با این وجود، حتی تنهایی رفتن به مشاوره هم میتواند مفید باشد.
- اگر با شریک زندگی خود مکالمهها یا تعهداتی داشتهاید، اگر فاصله بین شما زیاد شده و حال مشترکی نسبت به هم دارید و یا اگر یکی از شما حسهای منفی نسبت به قضیه دارد، از او بخواهید با شما به جلسه مشاوره بیاید.
- سعی کنید مشاوری را پیدا کنید که هر دوی شما بتوانید با او ارتباط برقرار کنید. ممکن است برای این کار مشاوران زیادی را امتحان کنید. از این مشاوران سوالهایی درباره گواهینامههای اعتبارشان، تجربههایشان، میزان موفقیتهایشان و اینکه میتوانند به شما کمک کنند، بپرسید.
- به مشاور به چشم یک مشاور نگاه کنید نه یک حلال مشکلات. مشاور به شما مشاوره میدهد، اما مهمترین اتفاق در بیرون از جلسات مشاورهتان رخ خواهد داد.
- شما در فکر یافتن یک مشاور یا درمانگر باشید، حتی اگر شریک زندگی شما از حضور در این جلسات امتناع کند.
آماده باشید تا تاریخچهای از گذشتهتان را وارسی کنید
برای جنگیدن برای نجات یک رابطه، شما باید مستقیما با گذشته خود روبرو شوید و صرفا صفحات آن را پشت سر هم ورق نزنید، بلکه حتی بگذارید آن صفحات شما را آزار دهند. چه با مشاور چه بدون مشاور، برای عمیقا صحبت کردن درباره مسائل مربوط به رابطهتان آماده باشید. این کار ساده نیست. این کار بدین معناست که با زخمهای قدیمی خود دوباره مواجه شوید، درباره دلخوریهایتان صحبت کرده و دلشکستگیهایتان را بیان کنید.
- برای گوش فرا دادن به شریک زندگی خود آماده باشید. نکته کلیدی برای پیش بردن کار، به معنای واقعی حضور ذهن داشتن و درک کردن آسیبهای گذشتهتان همراه با حس همذاتپنداری است.
- با تمایل، ناراحتیها و ناامیدیهای خود را ابراز کنید. اما همیشه این کار را با درایت انجام دهید. اصرار به سرزنش کردن او یا توجیه کردن رفتارهای گذشته نداشته باشید. در عوض به دنبال فهمیدن انگیزههای اصلی باشید. شاید متوجه شوید که این انگیزهها آنقدرها که شما فکر میکردید از روی کینهتوزی نبوده است.
- چیزهایی که شما را به هم نزدیک میکرده است را به یاد آورید. در اولین برخوردتان، حتما دلیلی وجود داشته است که باعث پیوند شما با یکدیگر شده است. سعی کنید با یکدیگر درباره این سوالات تامل کنید: چرا عاشق همدیگر شدید؟ آیا دوباره میتوان، این انگیزهی اتصال دهنده را احیا کرد و به دست آورد؟
یاد بگیرید احساسات خود را به گونهای سازنده ابراز کنید
احساسات خود را آزادانه ابراز کردن، به شما کمک خواهد کرد انگیزهها و نیازها را درک کنید؛ بنابراین یاد گرفتن نحوه صحبت کردن و حتی مخالفت کردن، بسیار مهم است. این کار به شما و شریک زندگیتان کمک میکند تا دوباره پیشفرضهایتان درباره یکدیگر را ارزیابی کنید و همچنین خواستهها و نیازهای خود را صریح و آزادانه بیان کنید.
- اگر جلسه مشاوره دارید، حتما درباره نحوه ارتباط موثر، با مشاور خود صحبت کنید.
- از قواعد ارتباط موثر و همچنین “مبارزه عادلانه” پیروی کنید. برای مثال، سعی کنید از به کار بردن جملات اتهام زننده اجتناب کنید. به جای گفتن جملاتی مانند “تو همیشه…” یا “تو هیچ وقت…”، از جملاتی مانند “من فکر میکنم…” یا “من احساس میکنم…” استفاده کنید. همچنین از کلی گویی اجتناب نمایید.
- صریح و واضح رفتار کنید و به حقایق و احساسات خود پایبند باشید. درباره خواستههایی که از شریک زندگی خود دارید صحبت کنید، نه درباره چیزهایی که فکر میکنید او نتوانسته به شما بدهد؛ برای مثال، نگویید: “من به عنوان یک زن صاحب کسب و کار، در حرفه خود به حمایت تو نیاز دارم اما حمایتی از سوی تو احساس نمیکنم.”
- به جای گفتن جملاتی مانند “تو مرا نادیده میگیری، چون در جمعهای عمومی هرگز نسبت به من محبت نشان نمیدهی” سعی کنید بگویید: ” من احساس میکنم نادیده گرفته میشوم، زیرا من نیاز به محبت عمومی بیشتری از سوی تو دارم.”
- از طرف مقابل هم بخواهید دیدگاه خود را بیان کند. حرف او را قطع نکنید، بلکه به او گوش دهید و سپس سعی کنید آنچه شنیدهاید را دوباره بیان کنید.
مطالب مرتبط: چگونه رابطه ایدهآل خود را ایجاد کنیم؟
بخش سوم: پذیرفتن شریک زندگی خود بهعنوان یک فرد

یاد بگیرید شریک زندگی خود را بپذیرید
اگر میخواهید واقعا برای رابطهتان بجنگید و آن را نجات دهید، شما باید شریک زندگی خود را بهعنوان یک شخص کامل بپذیرید، حتی با عادات و رفتارهایی که ممکن است دوست نداشته باشید یا از آنها متنفر باشید. این کار چالش کمی نیست، اما اگر میخواهید رابطه خود را نجات دهید، کاری ضروری است.
- سعی کنید چیزها را از زاویه طرف مقابل هم ببینید. فرض کنید شما همیشه از شلخته و نامرتب بودن شریک زندگی خود متنفر بودهاید. سعی کنید موقعیت را برعکس کنید و از دیدگاه طرف مقابل ببینید: آیا او واقعا اینقدر نامرتب است یا شما بیش از حد به نظم و ترتیب توجه میکنید؟
- این را بپذیرید که شما روی خود شریک زندگیتان یا پیشنه و مراحل رشد او کنترلی ندارید. اگر عادتهای “نادرست” او را بهعنوان بازتابی از تربیت یا اولویتها و ارزشهای عمیقا نهادینه شده در او ببینید، این کار به شما کمک میکند تنشها را کمتر کنید.
- حد و مرزهای مشخص خود را حفظ کنید. هیچ الزامی بر شما نیست که رفتارهای تخریب کننده و توهینآمیز را بپذیرید.
احساس برتری خود را کنار بگذارید
برای حفظ کردن و نجات دادن یک رابطه، شما نه تنها باید درباره موارد کوچک و جزئی مانند عادتها و رفتارهای او ، بلکه درباره احساس”حق با شما بودن” نیز سازشگرانه رفتار کنید. این احساس و نگرش (حق به جانب بودن) معمولا کارساز نیست. این نگرش باعث میشود شما نتوانید خود را جای شریک زندگیتان و حتی خودتان بگذارید.
- به خودتان یادآوری کنید که اگر حق با یکی از شماست، دیگری لزوما مقصر نیست. نظرات مخالف شریک شما، نظرات شما را بیاعتبار نمیکند. نظرات شما دو نفر صرفا با هم متفاوت است.
- برای مثال، تصورات شما از آداب معاشرت –نحوه رفتار کردن، صحبت کردن و ارتباط اجتماعی مودبانه- ممکن است با تصورات شریک زندگی شما متفاوت باشد. اما این دیدگاهها لزوما نسبت به دیگری درستتر نیستند. آنها صرفا با هم متفاوت هستند.
نیازهای شریک زندگی خود را محترم بدارید
احتمالا مهمترین چیز در جنگیدن و نجات برای یک رابطه، ایجاد همدلی و همذات پنداری است. نتیجهی پذیرفتن نظرات و ارزشهای شریک زندگیتان، باید تلاشی از سوی شما باشد برای برآورده کردن نیازهای عاطفی و جسمی او به بهترین نحو و بدون لطمه زدن به خود.
- تا زمانی که نیازهای شریک زندگیتان با ارزشهای شما در تعارض نیست، سازشگری کنید. برای مثال، فرض کنید دین برای شریک زندگی شما خیلی مهم است اما برای شما نه. آیا مایلید این بخش از زندگی او را حمایت کنید؟
- یا فرض کنید شما بر سر محبت کردن مشاجره کردهاید و حال میفهمید که روش ابراز محبت شریک زندگیتان با روش شما متفاوت است؛ شاید او با هدیه دادن و حرکت و اشاره ابراز محبت میکند. آیا حاضرید این “زبان” ابراز محبت را یاد بگیرید؟ تلاش کردن در این راستا از سوی شما باعث میشود که شریک زندگیتان بیشتر احساس ارزشمند بودن کند.
مطالب مرتبط: رابطه از راه دور؛ آیا رابطه از راه دور میتواند ایدهی خوبی باشد؟
بخش چهارم: رابطه مجدد با شریک زندگی سابقتان

ببینید آیا شریک زندگی سابقتان هنوز به شما علاقهمند است
گاهی ما میخواهیم برای نجات رابطهای بجنگیم که دیگر تمام شده است یا در شرف تمام شدن است. این مسئله غیر عادی نیست. در واقع، بر اساس گزارشها تقریبا 50 درصد بزرگسالان جوان حداقل یک بار بعد از جدایی، آشتی میکنند. سعی کنید سیگنالهای دریافتی از او را بررسی کنید تا ببینید آیا شریک زندگی سابقتان هنوز به شما علاقهمند است.
- با ظرافت رفتار کنید. اگر در این کار زیادهروی به خرج دهید، ممکن است او احساس آزردگی کند. بنابراین، بهترین کار این است که فاصله خود را، حداقل در ابتدای کار، حفظ کنید. از روی اجبار با او تماس برقرار نکنید و از گماردن دوستانتان برای تحقیق به نمایندگی از خودتان، اجتناب کنید.
- سعی کنید خرد خرد نکاتی را از جاهایی مانند شبکههای اجتماعی، از افرادی مانند دوستان مشترکتان یا از شریک سابقتان (اگر هنوز با او ارتباط دارید) جمعآوری کنید. به یاد داشته باشید: احتمالا شانس برنده شدن به نفع شماست.
تماس برقرار کنید
اگر شما هنوز به شریک زندگی سابقتان علاقه دارید و همچنین دلیلی برای فکر کردن درباره او دارید، باید با او تماس بگیرید. با یک پیام مختصر و کمحرف شروع کنید. برای مثال، در فیسبوک پیام کوتاهی برای او ارسال کنید یا ایمیل کوتاهی برایش بفرستید. سعی کنید متنتان مختصر بوده و سلطهگرایانه نباشد، در غیر این صورت ممکن است او را از خود دور کنید.
- برای شروع تماس دلیل داشته باشید. برای مثال، بگویید: “من امروز داشتم بستنی میخوردم و به یاد تو افتادم که چقدر عاشق بستنی چانکی مانکی بودی. حالت چطوره؟” یا “همین الان اسمت را در فیسبوک دیدم و گفتم سلامی بکنم. امیدوارم حالت خوب باشد.”
- اجازه دهید پاسخ شریک زندگی سابقتان حرکت بعدی شما را هدایت کند. اگر پاسخ او کوتاه است، مثلا “بله، امیدوارم تو هم خوب باشی”، شاید چشمانداز شما نسبت به آشتی دوباره خوب نباشد. اما یک پاسخ پر حرارتتر از سوی او، میتواند نشان دهنده علاقه باشد.
- اگر پاسخ او مثبت است، سعی کنید یک قرار ملاقات ترتیب دهید. برای مثال، از او بخواهید که همزمان با خوردن یک قهوه یا یک نوشیدنی دیگر با هم صحبت کنید. برای او روشن کنید که شما فقط میخواهید یک قرار ملاقات کوتاه داشته باشید، بدون هیچ شرط اضافی.
فضای رابطه را از هرگونه تنش خالی کنید
از قبل بدانید که میخواهید چه بگویید و چگونه آن را بگویید. حرفهای خود را به دقت انتخاب کنید، زیرا شریک زندگی سابق شما احتمالا هنوز احساسات شدیدی نسبت به شما در دل دارد؛ هم احساسات خوب و هم بد. آنچه در ذهنتان است را بگویید؛ ابراز پشیمانی کنید، در صورت نیاز عذرخواهی کنید، اما با درایت رفتار کنید.
- بگویید از اینکه رابطه قبلی به نتیجه نرسیده است، متاسفید و میخواهید صحبت کنید تا رابطهتان را از دیدگاهی عینی ببینید. برای مثال به او بگویید: “من فقط میخواستم بدانم تو این مدت حالت چطور بوده و درباره چیزهایی که باعث شد رابطه بین ما به هم بخورد صحبت کنیم.”
- بگذارید بحث بین شما تعیین کند که در ادامه چه بگویید. اگر شریک سابق زندگی شما خوشحال است و افراد دیگری را ملاقات میکند، مسئله را وارد تنش و فشار نکنید، اما اگر او احساسات محکم و مساعدی نسبت به شما دارد، به تدریج مکالمه را به سمت سازش و آشتی سوق دهید.
- اگر شریک سابق شما میخواهد این رابطه را دوباره از سر بگیرد و آن را نجات دهد، به آرامی پیش بروید. احتمالا دلایل خوبی برای پایان یافتن قضیه (رابطه قبلیتان با او) وجود داشته است؛ مسائلی که لازم است جدی درباره آنها صحبت کنید، احتمالا با مشاوره.
- اگر شریک سابق شما به برقراری ارتباط دوباره علاقهای ندارد، برای یک تجربه جدید آماده شوید. در بدترین حالت، بدانید که شما میتوانید پرونده این موضوع را ببندید.
دیدگاهتان را بنویسید