grammar-cheat-sheet-for-clean-clear-and-compelling-writing

یک راهنمای گرامری خوب برای نوشتن درست متون انگلیسی

لین تراس(Lynne Truss)  نویسنده پرفروش ترین کتاب در مورد گرامرزبان و نکات نگارشی، در این کتاب نشان می دهد که استفاده های نادرست گرامری و نگارشی چگونه به طرز چشمگیری می تواند معنی یک جمله را تغییر دهد. برای مثال به جمله زیر دقت کنید:

بخشش، لازم نیست اعدامش کنید!

بخشش لازم نیست، اعدامش کنید!

در اینجا، تاثیر یک کاما کوچک تفاوت بین جملات بالا را نشان می دهد که به اندازه جان یک انسان این تفاوت تاثیر گذار است.

قواعد دستور زبان، هرچقدر هم که آزار دهنده باشد توسط خود انسان ساخته شده است و قوانین بشر همیشه می توانند ساخته نشده در نظر گرفته شوند و یا به عبارت دیگر نادیده گرفته شوند. اما اگر برای یک چالش جدید حاضر هستید، تقویت مهارت های گرامر شما می تواند یک قدم بزرگ در مهارت نوشتاری شما باشد.

گرامر درست و نوشتن تمیز مطالب فقط یک نوع تشریفات در نوشتار نیست. نوشتن متون درست و تروتمیز باعث ایجاد مطالب تاثیرگذار می شود. بدون حواس پرتی به خطاهای دستوری، خوانندگان می توانند روی متن شما تمرکز کنند و بهتر متوجه پیام شما شوند و درک بهتری از هدف شما از آن نوشته داشته باشند.

اگر یک نویسنده باتجربه هستید یا یک نویسنده تازه کار، در هر صورت امیدوارم این راهنمایی ها به همان اندازه که به من کمک کرده اند به شما کمک کنند.

31 نکته برای تقویت مهارت های گرامر زبان انگلیسی شما

تفاوت Every day  با everyday

Every day یک صفت همراه با اسم است و به معنای هر روز (each day) می باشد. Everyday یک صفت است که قبل از اسم می آید و به معنای یک کار نرمال و معمولی (common) می باشد.

به مثال زیر دقت کنید:

Every day, I make my cup of coffee, eat breakfast, and take a shower before work — but going to the gym is not an everyday activity for me.

ترجمه: هر روز، من قهوه ام را می نوشم، صبحانه ام را می خورم و دوش می گیرم اما رفتن به باشگاه جزء فعالیت های معمول من نیست.

همانطور که می بینید Every day به معنای هر روز آمده است و everyday به معنای معمول.

تفاوت بین A lot و allot

A lot به معنای تعداد زیادی (many) است؛ و همیشه باید بصورت جدا نوشته شود (هیچگاه بصورت Alot آن را ننویسید). Allot یک فعل است و به معنای به اختصاص دادن (portion) می باشد.

به مثال زیر دقت کنید:

Our department spent a lot on supplies last month, so we asked if we could allot a higher amount in the budget.

ترجمه: آپارتمان ما ماه گذشته هزینه های زیادی را صرف تدارکات کرد، بنابراین از ما پرسید که آیا می توانیم مبلغ بالاتری به بودجه ساختمان اختصاص دهیم؟

همانطور که می بینید a lot به معنای زیادی آمده است و allot  به معنای اختصاص دادن.

تفاوت I و me

I  یک فاعل است که کاری را انجام می دهد. Me یک مفعول است که کاری روی آن انجام شده.

به مثال زیر دقت کنید:

My siblings and I had dinner with our parents. My mom spent the whole dinner complaining to my sister and me about the weather.

ترجمه: من و خواهر و برادرم شام را همراه والدینمان خوردیم. مادرم تمام شام را صرف توضیح آب و هوا به خواهرم و من کرد.

همانطور که می بینید در ابتدای جمله من که با کلمه I آمده است کسی است که کاری را انجام داده اما من دوم که با کلمه me آمده کسی است که فرد دیگری کاری را با او انجام داده است.

تفاوت بین among و between

Between برای دو چیز که از هم متمایز هستند استفاده می شود. در حالیکه  among برای افراد یا چیزهایی استفاده می شود که با یکدیگر متمایز نیستند.

به مثال زیر دقت کنید

Among the employees, there was a need to choose between Apple and Android for their new company devices.

ترجمه: بین کارمندان نیاز بود که بین اپل و اندروید یکی انتخاب شود تا برای کمپانی جدیدشان استفاده کنند.

همانطور که می بینید among برای کارمندان که متمایز نیستند آمده است اما between برای اپل و اندروید که دو چیز جدا و متمایز هستند.

تفاوت بین affect و effect

Affect یک فعل به معنای تغییر دادن یا تاثیر گذاشتن بر روی یک چیز است در حالیکه effect یک اسم به معنای تاثیری است که بر اثر یک عمل بوجود آمده.

به مثال زیر دقت کنید

A cup of coffee at night can affect sleep, since caffeine has a stimulating effect

ترجمه: خوردن یک فنجان قهوه در شب میتواند بر خواب شما تاثیر بگذارد، زیرا قهوه یک تاثیر تحریک کننده دارد.

همانطور که می بینید affect در اوایل جمله به معنای تاثیر گذاشتن و در نقش فعل آمده است و effect در انتهای جمله به معنای تاثیر و در نقش اسم آمده است.

تفاوت بین lay و lie

Lay یک فعل است (فعل ماضی آن می شود: laid) و به معنای قرار دادن یک شی در جایی است اما lie یک فعل با ماضی Lay (کمی گیج کننده شد؛ خوب دقت کنید) و به معنای دراز کشیدن و دروغ گفتن می باشد.

به مثال زیر دقت کنید

Every night, the mom lays fresh blankets on the bed before her son lies down.

ترجمه: هر شب، مادرم پتوهای تازه را روی تخت قرار میدهد قبل از اینکه پسرش دراز بکشد.

همانطور که می بینید lay در اوایل جمله به معنای قرار دادن آمده است و lie در اواخر جمله به معنای دراز کشیدن.

تفاوت بین A while و awhile

A while یک عبارت اسمی به معنای یک دوره ی زمانی می باشد و awhile یک قید برای بیان زمان است.

به مثال زیر دقت کنید.

It’s been a while since I saw my college roommates.

ترجمه: چند وقتی هستن که من دهم اتاقی های کالجم را ندیده ام.

همانطور که در این مثال دیدید عبارت a while به معنای چند وقتی آمده که نشانگر یک دوره زمانی است.

The teacher told her students to go read awhile.

ترجمه: معلم به دانش آموزانش گفت اندکی مطالعه کنند

اما در این مثال awhile به معنای اندکی آمده که یک قید زمان می باشد

تفاوت بین further و farther

Further مربوط به زمان است در حالیکه farther فاصله را اندازه می گیرد

به مثال زیر توجه نمایید

Further into my career, I would be willing to travel farther for meetings.

ترجمه: از این پس، برای شغلم باید به مکان های دورتری برای جلسه ها سفر کنم.

همانطور که می بینید در این مثال، Further به معنای “از این پس” آمده که مربوط به زمان است و farther به معنای دورتر آمده که مربوط به فاصله می باشد.

تفاوت بین Less و fewer

 Lessنشان دهنده یک چیز (یا یک گروه اقلام) است و قبل از اسم های غیرقابل شمارش به کار می رود اما Fewer نشان دهنده تعداد 2 یا بیشتر از چیزها می باشد و قبل از اسم های جمع قابل شمارش به کار می رود.

مثال:

 I’m eating less meat these days and drinking fewer cups of coffee

من مقدار کمی گوشت می خورم این روزها و تعداد کمی هم قهوه می نوشم.

همانطور که می بینید less برای اسم غیر قابل شمارش meat که جمع هم بسته نشده آمده است اما fewer قبل از cups آمده که یک اسم جمع قابل شمارش می باشد.

تفاوت بین Besides و beside

Besides یک قید و حرف اضافه است و به معنای “علاوه بر” و “جدا از” می باشد اما beside یک حرف اضافه به معنای “نزدیک” و “کنار” می باشد.

مثال:

Besides the coffee, there is also tea, and the sugar is beside the stove.

ترجمه: علاوه بر قهوه، هم چایی و هم شکر در کنار اجاق گاز هستند.

همانطور که می بینید Besides در اوایل جمله به معنای “علاوه بر” آمده است و beside در بین کلمات انتهایی جمله و به معنای “کنار” آمده است.

تفاوت بین peek و pique و peak

To peak یک فعل به معنای نگاه انداختن است و pique یک فعل به معنای تحریک کردن می باشد و peak را به نقطه اوج می گویند.

مثال:

A sneak peek of the new restaurant’s menu piqued my interest, but it was a bad idea to visit during peak hours

ترجمه: نگاه انداختن به منوی جدید رستوران من را تحریک کرد که به آنجا بروم اما رفتن به رستوران در ساعات اوج شلوغی ایده خوبی نبود.

همانطور که می بینید peak در ابتدای جمله به معنای نگاه انداختن آمده است و فعل pique در اواسط جمله به معنای تحریک کردن و فعل سوم یعنی peak به معنای اوج شلوغی آمده.

تفاوت بین bad و badly

Bad یک صفت است که برای توضیح یک اسم می آید اما badly یک قید است برای توضیح یک فعل می آید.

مثال:

It’s not just bad luck — I did badly on the test because I didn’t study.

ترجمه: این فقط از شانس بد نبود من در امتحان بد کار کردم چون مطالعه نداشتم

خب همانطور که می بینید bad بعنوان صفت برای توضیح اسم Luck(شانس) آمده اما badly بعنوان یک قید برای توضیح فعل did(انجام دادن) آمده است.

تفاوت بین who و  whom

 Who همیشه به فاعل یک جمله برمی گردد یا به معنی شخصی است که یک کاری انجام داده است ام whom به مفعول یک جمله برمی گردد یا به معنی شخصی است که کاری روی او انجام شده است.

برای اینکه متوجه شوید به مثال زیر دقت کنید

I didn’t know anyone in the office who could help me fix the problem, so I consulted with a developer whom I met at a conference.

ترجمه: من کسی را در اداره نمی شناسم که (who) بتواند مرا کمک کند که مشکلم را حل کنم اما من با یک توسعه دهنده ای که (whom) در یک کنفرانس دیده بودم مشورت کردم تا مشکل را بتوانم حل کنم.

همانطور که در مثال بالا می بینید در ابتدای جمله who (که) بر می گردد به شخصی که می خواهد فعل حل کردن مشکل را به انجام برساند اما

Whom (که) آخرهای جمله به شخصی برمیگردد که فعل دیده شدن روی او انجام شده است.

یک روش سریع برای اینکه تفاوت این دو کلمه را بتوانید به یاد بیاورید: جمله را به یک سوال تبدیل کنید و از خودتان آن سوال را بپرسید، اگه شما سوال را با (او)he یا (او)she توانستید پاسخ دهید پس از who استفاده کنید و اگر سوال را با him(او را) یا her(او را) پاسخ دادید از Whom استفاده کنید

تفاوت بین into و in to

Into به معنی وارد شدن به جایی می باشد اما in و to اغلب بعنوان حرف ربط به کار می روند که بیشتر به معنای “به منظور” به کار می روند.

به مثال های زیر توجه کنید

The crowd erupted into applause when she walked into the room.

The consultant came in to train us last week.

ترجمه: وقتی او وارد اتاق شد با تشویق حضار روبرو شد.

هفته گذشته مشاور به ما آمد تا به ما آموزش دهد.

در این مثال می بینید که into در جمله اول به معنای “داخل” آمده است اما در جمله دوم to به معنای به منظور (تا) آمده است

تفاوت بین to و two و too

To یک حرف اضافه به معنای به و … است درحالیکه Two یک عدد است به معنای 2 و too یک قید به معنای هم چنین و خیلی می باشد

مثال:

I wanted to get to (به) work two (2) hours early, but I was too (خیلی) tired.

ترجمه: من دو ساعت زودتر به سر کار رفتم اما خیلی خسته بودم.

تفاوت بین Accept و exept

Accept به یک فعل به معنای پذیرفتن می باشد در حالیکه exept یک حرف اضافه است که حالت استثنا را نشان می دهد.

The teenagers mostly accept  (می پذیرند) their parents’ rules, except  (به جز) for the screen time limit.

ترجمه: نوجوانان اغلب قوانینی که پدر و مادرشان برایشان می گذارند را می پذیرند به جز قوانین در مورد محدودیت زمانی جلوی لپتاپ و گوشی بودن.

تفاوت بین Assure و insure و ensure

Assure یک فعل به معنای اطمینان دادن می باشد و  insure یک فعل به معنای بیمه کردن می باشد و ensure یک فعل به معنای گارانتی می باشد.

I assured (اطمینان دادن) my husband it’s a wise investment to insure (بیمه کند) a rental car while on vacation to ensure (گارانتی) we won’t have to pay for any vehicle damages.

ترجمه: من به شوهرم اطمینان دادم که این یک کار عاقلانه است که در تعطیلات یک اتومبیل اجاره ای را بیمه کند تا تضمینی باشد که ما مجبور به پرداخت خسارت وسیله نقلیه نیستیم

تفاوت بین emigrate و immigrate

Emigrate یک فعل به معنای ترک کردن کشور است اما immigrate به معنای آمدن به یک کشور دیگر برای زندگی کردن می باشد.

مثال:

he emigrated (مهاجرت) from Japan and began the immigration (اقامت) process to live in Canada

او از ژاپن مهاجرت کرد و در حال انجام فرایند اقامت در کانادا می باشد.

تفاوت بین  whether و weather

Whether یک حرف ربط برای بیان ارتباط بین دو چیز است در حالیکه weather میتواند یک اسم یا یک فعل باشد. که در نقش اسم به معنای حالت هواست مثل (باران، آفتاب، برف و ..). در نقش فعل به معنای تحمل کردن می باشد.

مثال:

Whether (خواه) or not the weather (هوا) stays sunny, we plan to take a road trip to the beach.

ترجمه:خواه هوا آفتابی بماند یا نه، ما برنامه ریختیم که یک سفر به لب ساحل برویم.

تفاوت بین lose و loose

Lose یک فعل به معنای از دست دادن یا شکست خوردن می باشد و loose یک صفت به معنای گشاد می باشد.

تفاوت بین compliment و complement

Compliment می تواند هم در نقش فعل هم در نقش اسم بیاید و به معنای تعریف و تمجید از یک شخص میباشد. اما complement می تواند هم در نقش فعل هم در نقش اسم بیاید و به معنای مکمل می باشد (یعنی چیزی که یک شخص یا یک چیز را کامل می کند)

مثال:

I complimented (تعریف کردم) the hostess on her wine choice; it really complemented (کامل کرد) the dinner she prepared.

ترجمه: من از میزبان در مورد انتخاب شراب او تعریف کردم؛ واقعاً شام او را کامل کرد.

تفاوت بین your و you’re

Your بیانگر تعلق چیزی است به معنا مال شما، you’re یک جمله اختصاری است که در اصل you are بوده است.

مثال:

Your presentation was amazing. I bet you’re going to get a promotion.

ترجمه: سخنرانی شما عالی بود من شرط می بندم که شما ارتقاء سمت خواهید داشت.

همانطور که در مثال بالا می بینید  your در ابتدای جمله به شخص شما اشارره می کند و سخنرانی را به او ربط داده (سخنرانی شما) و you’re هم همانطور که گفته شد اختصارا به جای you are به کار رفته است

تفاوت بین there و their و they’re

There یک حرف اشاره است که به یک مکان یا ایده اشاره می کند. Their مضاف الیه است به معنی مال آنها، و  they’re یک جمله اختصاری است که به جای they are به کار می رود.

مثال:

There is a rumor that their company is going public, but they’re quite secretive about it

ترجمه: شایعه ای مبنی بر اینكه شركت آنها در حال به حراج گذاشتن است وجود دارد اما آنها این موضوع را پنهان می کنند.

همانطور که می بینید در این مثال There به یک ایده که در اینجا شایعه است اشاره می کند. Their برای تعلق کمپانی به آنها به کار رفته و they’re اختصارا به جای they are به کار رفته است.

تفاوت it’s و its

it’s یک جمله اختصاری است که به جای it is به کار می رود اما its یک مضاف الیه می باشد که وقتی چیزی را می خواهیم بگوییم متعلق به آن است به کار می رود.

مثال:

It’s cute how the dog wags its tail whenever it wants a treat.

این جالب است که سگ هر موقع بخواهد رفتاری از خود نشان بدهد دمش را تکان می دهد.

تفاوت بین whose و who’s

Whose مضاف الیه است که به تعلق داشتن اشاره می کند اما who’s یک جمله اختصاری است که به جای who is  به کار می رود.

مثال:

The man whose car broke down asked his neighbor, who’s an experienced mechanic, for help.

ترجمه: مردی که ماشینش خراب شد از همسایه اش، که مکانیک با تجربه ای است، درخواست کمک کرد.

تفاوت بین than و then

Than  برای مقایسه به کار می رود و به معنای به نسبت می باشد اما then در رابطه با زمان به کار می رود و به معنای سپس می باشد.

تفاوت بین semicolons و colons

Semicolons (سمی کالن) (؛) دو جمله کامل را از یکدیگر جدا می کند.

Colons (کالن) (:) دو جمله را که به یکدیگر وابسته هستند را به هم وصل می کند.

مثال:

غروب آفتاب خیلی دل انگیز است؛ من دوربینم را برمی دارم که از آن عکس بگیرم کافی شاپ امروز پر از مشتری بود: امروز روز افتتاحیه کافه بود.

اشتراک گذاری

1 یک پینگ

  1. پینگ بک: آیلتس یا تافل؛ کدام بهتر است؟ - زرد نیوز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.