ابرتورم

بدترین دوره‌های ابرتورم در تاریخ

مقدمه

بر اساس گزارش صندوق بین‌المللی پول (IMF)، قیمت‌های مصرف‌کننده در ونزوئلا از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸ با نرخ بی‌سابقه‌ای، بیش از ۶۵ هزار درصد افرایش داشت. نرخ تورم این کشور تا سال ۲۰۲۰، تنها به ۲۳۶۰ درصد در سال کاهش یافت. همه این‌ها یک معنی می‌دهد: آغاز دوره ابرتورم.

با توجه به این که بانک‌های مرکزی مانند فدرال رزرو کشور آمریکا (Fed) و بانک مرکزی اروپا (ECB) هدف تورم سالانه حدود ۲ الی ۳ درصد را هدف قرار می‌دهند، پول و اقتصاد ونزوئلا به وضوح در بحران است و مردم آن در مضیقه شدیدی هستند.

با این حال، بحران ونزوئلا در تاریخ مدرن منحصر به فرد نیست و مواردی بدتر از ابر تورم وجود داشته است.

حد نشانگر متعارف برای ابر‌ تورم ۵۰ درصد در ماه است. این نشانگر برای اولین بار در سال ۱۹۵۶ توسط فیلیپ کاگان، استاد اقتصاد در دانشگاه کلمبیا پیشنهاد شد.


در ادامه این مقاله از زرد نیوز سه مورد تاریخی دیگر از ابر‌ تورم، چگونگی شروع و پایان آن را مرور می‌کنیم. منبع اصلی ارقام و رویداد‌ها، کتاب روتلج (Routledge ) درباره رویدادهای مهم در تاریخ اقتصادی (Major Events in Economic History) است که  رندال پارکر و رابرت واپلس آن را ویرایش کرده‌اند.

نکات مهم

  • ابر‌ تورم افزایش سریع، گسترده و غیرقابل کنترل قیمت‌ها می‌باشد.
  • در مجارستان درست پس از جنگ جهانی دوم، قیمت‌ها هر ۱۵ ساعت دو برابر می‌شد.
  • در ابر‌ تورم کشور زیمبابوه، قیمت‌ها هر روز دو برابر می‌شد.
  • در یوگسلاوی جنگ‌زده در دهه ۱۹۹۰، تورم سالانه ۵۰ درصد بود.
  • قیمت مصرف کننده در ونزوئلا از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸، ۶۵ هزار درصد افزایش داشته است.

مجارستان: آگوست ۱۹۴۵ تا جولای ۱۹۵۶

  • بیشترین نرخ تورم ماهانه: ۱۰¹⁹ × ۴/۱۶ درصد
  • نرخ تورم معادل روزانه: ۲۰۷ درصد
  • زمان لازم برای دو برابر‌ شدن قیمت‌ها: ۱۵ ساعت
  • ارز: پنگو (Pengő)

ابر تورم عموماً به عنوان پیامد ناتوانی دولت و بی مسئولیتی مالی آن تلقی می‌شود. ابر تورم مجارستان که پس از جنگ آغاز شد، ظاهراً توسط سیاست گذاران دولتی به عنوان راهی برای بازگرداندن اقتصاد جنگ‌زده به پاهای خود طراحی‌شده بود.

دولت از تورم به عنوان مالیات بر شهروندان خود برای کمک به پرداخت غرامت‌های پس از جنگ و پرداخت هزینه‌های خود به ارتش اشغالگر شوروی استفاده کرد. تورم همچنین به منظور تحریک تقاضای کلی با هدف احیای ظرفیت تولید ایجاد گشت.

حرکت دولت وقت مجارستان برای بازیابی ظرفیت تولید


جنگ جهانی دوم تأثیر مخربی بر اقتصاد مجارستان گذاشت و نیمی از ظرفیت صنعتی آن را نابود کرد. درنتیجه این جنگ، زیرساخت‌های آن کاملا به هم ریخت.

این کاهش در ظرفیت تولید احتمالاً یک شوک در عرضه ایجاد کرد که در ترکیب با عرضه ثابت پول به اقتصاد، جرقه آغاز ابر تورم در مجارستان را زد.

دولت به جای تلاش برای کاهش تورم از طریق کاهش عرضه پول و افزایش نرخ‌های بهره (سیاست‌هایی که می‌توانست تورم یک اقتصاد امروزی را کاهش دهد)، تصمیم گرفت پول جدید را از طریق بخش بانکی به سمت فعالیت‌های کارآفرینی هدایت کند.

امید این بود که این امر به احیای ظرفیت تولیدی، زیرساخت‌ها و فعالیت‌های اقتصادی کمک کند.

این طرح ظاهراً موفقیت‌آمیز بود، زیرا با معرفی فورینت (Forient)، واحد پول جدید مجارستان، در آگوست ۱۹۴۶، بسیاری از ظرفیت‌های صنعتی مجارستان قبل از جنگ با بازگشت ثبات قیمت‌ها در نهایت بازسازی شد.

زیمباوه: مارس ۲۰۰۷ تا اواسط نوامبر ۲۰۰۸

  • بیشترین نرخ تورم ماهانه: ۱۰¹⁰ × ۷/۹۶ درصد
  • نرخ تورم روزانه ۹۸ درصد
  • زمان لازم برای دوبرابر شدن قیمت‌ها: ۲۴/۷ ساعت
  • ارز: دلار زیمباوه

سیستم اقتصادی زیمبابوه مدت‌ها قبل از شروع دوره ابر‌ تورم آن در سال ۲۰۰۷، با مشکل مواجه بود. نرخ تورم سالانه این کشور در سال ۱۹۹۸ به ۴۷ درصد رسید و این روند تقریباً بدون کاهش تا زمانی که ابر تورم آغاز شد ادامه پیدا کرد.

مهم

کشور آمریکا تا به حال دوره ابر تورم را تجربه نکرده است. نرخ تورم آمریکا در سال ۱۹۲۰ به ۲۴ درصد و در سال ۱۹۸۰ به ۱۴ درصد رسید ( به هیچ‌وجه نزدیک به معیار ۵۰ درصدی ابر تورم نیست). دولت این کشور به دقت نرخ تورم را زیر نظر دارد. در صورت لزوم، فدرال رزرو با استفاده از سیاست‌های پولی، تورم رو به رشد را کاهش می‌دهد. تا همین اواخر، تورم کشور آمریکا به طور متوسط سالانه حدود ۲ درصد بود.


در پایان دوره ابر تورم، ارزش دلار زیمبابوه به حدی کاهش یافت که مجبور شد با ارزهای خارجی مختلف جایگزین شود.

دولت زیمبابوه احتیاط مالی را کنار گذاشت

دولت زیمباوه، پس از به دست‌آوردن استقلال خود از انگلستان در سال ۱۹۸۰، در ابتدا تصمیم گرفت یک سری از سیاست‌های اقتصادی خود را که با احتیاط مالی و هزینه‌های منضبط مشخص‌شده بود، دنبال کند.

این تصمیم دوام نیاورد. در اواخر سال ۱۹۹۷، هزینه‌های بی رویه دولت برای اقتصاد دردسر ساز شد. سیاستمداران با تعداد فزاینده‌ای از چالش‌ها، از جمله اعتراضات گسترده علیه مالیات‌های بالا و پرداخت‌های کلان به کهنه سربازان جنگ، مواجه بودند.

همچنین دولت زیمبابوه هنگام انجام طرح باز پس‌گیری مزارع خود که در مالیک سفید پوستان بود، دچار مشکل شد.


با گذشت زمان، موقعیت مالی دولت به قدری بد شد که هیچ سیاستی برای رفع مشکلات آن کارساز نبود. در اینجا بود که نشانه‌های یک بحران مالی ظهور کرد.

نرخ ارز به دلیل کاهش ارزش متعدد ارز کشور کاهش یافت. این امر باعث افزایش قیمت‌های کالای وارداتی شد که خود تشدید ابر تورم را به همراه داشت. این کشور تورم ناشی از هزینه را تجربه می‌کرد، تورمی که ناشی از افزایش قیمت نیروی کار یا مواد خام یا هر دو بود.

اوضاع در سال ۲۰۰۰ پس از انعکاس تأثیر اقدامات اصلاحاتی ارضی دولت در اقتصاد، بدتر شد. اجرای این طرح ضعیف بود و تولیدات کشاورزی برای چندین سال به شدت آسیب دید. ذخایر مواد غذایی کم بود و باعث شد که قیمت‌ها حتی بالاتر رود.

دولت زیمبابوه سیاست‌های پولی سختگیرانه تری را پیش گرفت

اقدام بعدی دولت اجرای سیاست پولی فشرده بود. این سیاست در ابتدا موفقیت آمیز تلقی شد زیرا تورم را کاهش داد، با این حال پیامدهای ناخواسته‌ای نیز به همراه داشت.

این امر باعث عدم تعادل در عرضه و تقاضای کالا در کشور شد و نوع متفاوتی از تورم به نام تورم ناشی از تقاضا را ایجاد کرد. این نوع تورم در واقع فشار صعودی بر قیمت‌هاست که ناشی از کمبود عرضه می‌باشد.

بانک مرکزی زیمبابوه همچنان به تلاش برای از بین‌بردن اثرات بی‌ثبات‌کننده سیاست‌های پولی خود ادامه می‌دهد. این سیاست‌ها تا حد زیادی ناموفق بود. تا مارس ۲۰۰۷، کشور یک دوره ابرتورم تمام عیار را تجربه کرد


تنها پس از اینکه زیمبابوه ارز خود را کنار گذاشت و شروع به استفاده از ارز خارجی به عنوان وسیله مبادله کرد، ابر‌تورم در این کشور کاهش یافت.

یوگوسلاوی: آوریل ۱۹۹۲ تا ژانویه ۱۹۹۴

  • بیشترین نرخ تورم ماهانه: ۳۱۳،۰۰۰،۰۰۰ درصد
  • نرخ تورم معادل روزانه: ۶۴/۶ درصد
  • زمان لازم برای دوبرابر شدن قیمت‌ها: ۱/۴۱ روز
  • ارز: دینار (Dinar)

به دنبال فروپاشی یوگسلاوی در اوایل سال ۱۹۹۲ و شروع جنگ در کرواسی و بوسنی و هرزگوین، تورم ماهانه در جمهوری فدرال جدید یوگسلاوی، که قبلاً صربستان و مونته نگرو نامیده می‌شد، به ۵۰ درصد رسید که نشانه ابرتورم بود.

فروپاشی اولیه یوگسلاوی با برچیده‌شدن تجارت بین منطقه‌ای باعث ایجاد ابرتورم شد. در نهایت، ابرتورم منجر به کاهش تولید در بسیاری از صنایع این کشور گشت.

بعلاوه، اندازه تاسیسات اداری یوگسلاوی قدیم، که شامل نیروی نظامی و پلیس قابل توجهی بود، در جمهوری فدرال جدید دست نخورده باقی ماند. علیرغم این واقعیت که یوگوسلاوی اکنون قلمرو بسیار کوچکتری را شامل می‌شود.

با تشدید جنگ در کرواسی و بوسنی و هرزگوین، دولت از کاهش این تاسیسات اداری که دلیل تورم بودند و مخارج کلان برای آن ایجاد می‌کردند، خودداری کرد

دولت یوگوسلاوی عرضه پول را افزایش داد

بین ماه می ۱۹۹۲ تا آوریل ۱۹۹۳، سازمان ملل متحد یک تحریم تجاری بین المللی را علیه جمهوری فدرال یوگوسلاوی اعمال کرد.

این اقدام، فقط مشکل کاهش تولید را تشدید کرد. مشکل کاهش تولید، مشابه کاهش ظرفیت صنعتی بود که باعث افزایش تورم در مجارستان پس از جنگ جهانی دوم شد.

با کاهش تولید و کاهش درآمدهای مالیاتی، کسری مالی دولت بدتر شد و از ۳ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۱۹۹۰ به ۲۸ رصد در سال ۱۹۹۳ افزایش یافت.

برای پوشش این کسری، دولت به چاپخانه روی آورد و حجم چاپ پول را به شدت افزایش داد. تا دسامبر ۱۹۹۳، ضرابخانه Topčider با ظرفیت کامل کار می‌کرد و ماهیانه حدود ۹۰۰ هزار اسکناس منتشر می‌نمود که تا زمانی که به جیب مردم می‌رسید بی ارزش بودند.

دولت که قادر به چاپ پول نقد کافی برای مقابله با کاهش سریع ارزش دینار نبود، رسماً در ۶ ژانویه ۱۹۹۴ اعلام کرد که ارز دینار فاقد اعتبار است. مارک آلمان به عنوان ارز قانونی جدید برای همه تراکنش‌های مالی از جمله پرداخت مالیات اعلام شد.

پرسش‌های متداول

ابر تورم چیست؟

به افزایش سریع و غیر قابل کنترل قیمت‌های یکسری کالا و خدمات، ابرتورم می‌گویند. افزایش تورم بیش از ۵۰ درصد، یکی نشانه‌های ابرتورم تلقی می‌شود.

آیا ابر تورم مانند تورم ناشی از تقاضا می‌باشد؟

خیر. تورم ناشی از تقاضا نوع رایجی از تورم است که در آن افزایش قیمت‌ها ناشی از پول در اقتصاد بسیار زیاد است اما کالاهای بسیار کمی وجود دارند (به عبارت دیگر تقاضا بیشتر از عرضه است.) به طور کلی، یک نوع تورم خفیف است تا ابرتورم.

اثرات ابر تورم چیست؟

دشواری که ابرتورم با خود به همراه می‌آورد، می‌تواند وحشتناک باشد. قیمت مواد غذایی می‌تواند از ماه به ماه (یا حتی کمتر یک ماه) افزایش یابد. مردم ممکن است شروع به احتکار وسایل ضروری از جمله غذا کنند. کمبود عرضه ممکن است رخ دهد. پول نقد مردم به سرعت ارزش خود را از دست می‌دهد. پس انداز‌ها کاملا بی ارزش می‌شوند. خریدهای مهم ممکن است به تعویق بیفتند. خانواده‌ها و مشاغل ممکن است نتوانند قبض‌های خود را پرداخت کنند. فعالیت اقتصادی کند می‌شود همه اینها  می‌تواند منجر به ورشکستگی شخصی و شکست تجاری شود و استاندارد زندگی بسیاری از مردم می‌تواند به شدت کاهش یابد.

سخن آخر

ابر تورم عواقب شدیدی برای ثبات اقتصاد یک کشور، دولت و مردم آن دارد.

این اغلب مظهر بحران‌هایی است که از قبل وجود دارد و ماهیت واقعی پول را آشکار می‌کند. پول به جای اینکه صرفاً یک شیء اقتصادی باشد که به عنوان وسیله مبادله، ذخیره ارزش و واحد حساب مورد استفاده قرار می گیرد، نمادی از واقعیت‌های اجتماعی می‌شود.

ثبات و ارزش پول به ثبات نهادهای اجتماعی و سیاسی یک کشور بستگی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.