دانلود بهترین ترانه های داریوش+ متن ترانه (بخش دوم)

با بخش دوم بهترین ترانه های داریوش با ما همراه باشید

بوی گندم

بوی گندم مال من هرچی که دارم مال

تو یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال تو
اهل طاعونی این قبیله مشرقی‌ام

تویی این مسافر شیشه‌ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل

سرخ رختم از تاوله تن‌پوش تو از پوست پلنگ
بوی گندم مال من هرچی که دارم مال

تو یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال تو
بوی گندم مال من هرچی که دارم

مال تو یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال تو
تو به فکر جنگل آهن و آسمون

خراش من به فکر یه اتاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقه گندم

تن تو تن ما تشنه‌ترین تشنه یک قطره‌ی آب
بوی گندم مال من هرچی که دارم مال

تو یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال تو
بوی گندم مال من هرچی که دارم مال

تو یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال تو

شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا

شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر تن من ریشه سخت

طپش عکس یه قلب مونده اما رو درخت
بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو

یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال تو
بوی گندم مال من هرچی که دارم مال تو

یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال تو
نباید مرثیه‌گو باشم واسه خاک تنم

تو آخه مسافری خون رگ اینجا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه حالا

با هرکی که هست هرکی که نیست داد می‌زنم
بوی گندم مال من هرچی که دارم مال من

یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال من
بوی گندم مال من هرچی که دارم مال من

یه وجب خاک مال من هرچی می‌کارم مال من

سال 2000

سال سقوط سال فرار سال گریز و انتظار
فصل شکفتن فلز سال سیاه دوهزار
سال سقوط عاطفه تا بینهایت زیر صفر
نهایت معراج ذهن اندیشه تفسیر صفر
تو ذهن ماشینهای سرد معنای عشق و احتیاج
روی نوار حافظه یعنی یه درد بی‌علاج
سال به بن‌بست رسیدن پنجه به دیوار کشیدن
از معنویت گم شدن تن به غریزه بخشیدن
قبـیـله یعنی یه نفر همخونی معـنـا نداره
همبستگی خوابیه که تعبیــــر فردا نداره

سال سقوط سال فرار سال گریز و انتـظار
پاییـــز تلخ و بی‌بهارسال سیاه دوهـــزار
سالی که خون تو رگها نیست قلب فلزی تو سینه‌ست
وقتی که تصویر زمان شکستگی آیــــنه‌ست
قبـیـله یعنی یه نفرهمخونی معـنــا نداره
همبستگی خوابیه که تعبیـــر فردا نداره
تو اون روزهایی که میاد کسی به فکر کسی نیست
هرکی به فکر خودشه به فکر فریادرسی نیست
همه به هم بی‌اعتنــا حتی به مرگ همدیــگه
کسی اگه کمک بخواد کی می‌دونه اون چی میگه
توی کتابهای لغــــت سفیده برگها همیشه
نه دشمنی نه دوستی هیچی نوشته نمی‌شه

شب مهتاب

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی که صورتگری را نبود این چنینی
پریزاد عشقو مه آسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی، چه خوش باورم من شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاری از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبرداری یا نه هنوز شور عشقو به سر داری یا نه
تو دونسته بودی، چه خوش باورم من شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری من اون ماهو دادم به تو یادگاری

خاک خسته

نعره کن ای سرزمین جان سپردن نعره کن

نعره کن ای خاک خسته خاک گلگون نعره کن

شب هق هق شب پرپر زدن چلچله هاست

از غزل گریه پرم خانهءهم غصه کجاست

این همه جوخه این همه دار

این همه مرگ این همه عاشق خفته در خون

این همه زندان این همه درد

این همه اشک نعره هایت کو خاک گلگون

شب هق هق شب پرپر زدن چلچله هاست

از غزل گریه پرم خانهءهم غصه کجاست

خاک گل مردگی و قحطی و آفت زدگی

وطن تعزیه در مرگ و مصیبت زدگی

شب یاران شب زندان شب ویرانی ماست

شب اعدام رفیقان گل و نور و صداست

دانلود آهنگ داریوش خاک خسته

این همه جوخه این همه دار

این همه مرگ این همه عاشق خفته در خون

این همه زندان این همه درد

این همه اشک نعره هایت کو خاک گلگون

شب هق هق شب پرپر زدن چلچله هاست

از غزل گریه پرم خانهءهم غصه کجاست

خاک گل مردگی و قحطی و آفت زدگی

وطن تعزیه در مرگ و مصیبت زدگی

شب یاران شب زندان شب ویرانی ماست

شب اعدام رفیقان گل و نور و صداست

شیرین شیرین

شیرین من تلخی نکن با عاشق
تموم میشن گم میشن این دقایق
دنیای ما مال من و تو این نیست
رو کوه دیگه فرهاد کوه کنی نیست
یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم
یار کی بودیم و عشق کی بودیم و چی هستیم
شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد
شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد
نده زندگیمو بر باد نده زندگیمو بر باد
من نمیگم فرهاد کوه کنم من
تیشه به کوهها که نمیزنم من
عاشق تو بی تو به کوه نمیره
وقتی نباشی تو خودش میمیره

گل بارون زده

گل بارون زده من گل یاس نازنینم
می‌شکنم پژمرده می‌شم نذار اشکات رو ببینم
تا همیشه تورو داشتن، داشتن تمام دنیاست
از تو و اسم تو گفتن بهترین همه حرفاست
با تو، با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم
لحظه‌هام پُر می‌شه از تو وقت غم خوردن ندارم
ای غزلواره دلتنگ که همه تنت کلامه
هنوز هم با گل گونه‌ات شرم اولین سلامه
ای تو جاری توی شعرم مثل عشق و خون و حسرت
دفتر شعر من از تو سبد خاطره‌هامه
ای گل شکسته ساقه گل پرپر
که به یاد هجرت پرنده‌هایی
توی یأس مبهم چشمهات می‌بینم

که به فکر یک سفر به انتهایی
سر به ‌زیر دل‌شکسته نازنینم
اگه ساده‌ست واسه تو گذشتن از من
مرثیه سر کن برای رفتن من
آخه مرگه واسه من از تو گذشتن
با تو، با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم
لحظه‌هام پُر می‌شه از تو وقت غم خوردن ندارم
گل بارون زده من اگه دلتنگم و خسته
اگه کوچیدن طوفان ساقه منم شکسته
می‌تونم خستگی‌هات رو از تن پاکت بگیرم
می‌تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
می‌تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم
می‌تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم

نفرین نامه

شرمت باد ای دستی که بد بودی بدتر کردی

هم‌بغض معصومت را نشکفته پرپر کردی

هم‌بغض معصومت را نشکفته پرپر کردی

ننگت باد ای دست من ای هرزه گرد بی‌نبض

آن سرسپرده‌ات را بی یار و یاور کردی

ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو

با این نادرویشی‌ها آخر چرا سر کردی

دستی با این بی‌رحمی دیگر بریده بهتر

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

سربرده در گریبان بی‌خودتر از همیشه

حیفت نهایتی که با من برابر کردی

ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو

با این نادرویشی‌ها آخر چرا سر کردی

دستی با این بی‌رحمی دیگر بریده بهتر

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

زهر این نفرین نامه جای خون در من جاری

این آخرین شعرم را پیش از من از بر کردی

ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو

با این نادرویشی‌ها آخر چرا سر کردی

دستی با این بی‌رحمی دیگر بریده بهتر

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

زجری همیشه بهتر با من ترحم هرگز

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر

بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

یاران

یاران زه چه رو رشته الفت بگسستند
عهدی که روا بود دگر باره نبستند
آن مردمکان از سر اندیشه ندیدند
که این بی خردان حرمت انسان بشکستند
ما را دگر از تعنه دشمن گله ای نیست
که آن عهد که بستیم رفیقان بشکستند
افسوس همه سلسله داران بغنودند
آن یکه سواران همه از پا بنشستند
ای قافله سالار کجائی که ببینی
دزدان همگی همره این قافله هستند
دردا در گنجینه بماران بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
دردا در گنجینه بماران بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
افسوس که کاشانه به دشمن بسپردند
آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند
افسوس که کاشانه به دشمن بسپردند
آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند
افسوس همه سلسله داران بغنودند
وان یکه سواران همه از پا بنشستند
ای قافله سالار کجائی که ببینی
دزدان همگی همره این قافله هستند
دردا در گنجینه به ما را بگشودند
اندوه که بر دوست ره خانه ببستند
دردا در گنجینه به ماران بگشودند

نا رفیق

ما ظاهراً رفیقان بس نارفیق بودیم
هر پشت اعتمادی زخمی به خنجر کردیم
زخمی به خنجر کردیم هر سینه رفیقی با تیغ کین دریدیم
خودکرده*ها چه آسان نسبت به داور کردیم
نسبت به داور کردیم هر جایی هوس را تا خواهشی برآریم
اسکندرانه ملکی صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته پارو به آب دادیم
چشمان مادران را دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته اسمی که از بر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته اسمی که از بر کردیم

ما خون عاشقان را در لاله*ها شکستیم
بر حجله های آنان آن لاله زیور کردیم
آن لاله زیور کردیم با خون آن دلیران آسان وضو گرفتیم
در جام شهد دوستان زهر مکرر کردیم
زهر مکرر کردیم هر جایی هوس را تا خواهشی برآریم
اسکندرانه ملکی صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته پارو به آب دادیم
چشمان مادران را دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته اسمی که از بر کردیم
حالا چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی
در خاطری شکسته اسمی که از بر کردیم

بمان مادر

تلنگر می زند بر شیشه ها سرپنجه باران

نسیم سرد می خندد به غوغای خیابانها

دهان كوچه پر خون می شود از مشت خمپاره

فشار درد می دوزد لبانش را به دندانها

زمین گرم است از باران خون امروز

زمین از اشك خون آلوده خورشید سیراب است

ببین آن گوش از بن كنده را در موج خون مادر

كه همچون لاله از لالای نرم جوی در خواب است

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

كه باران بلا می باردت از آسمان بر سر

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

كه باران بلا می باردت از آسمان بر سر

در ماتم سرای خویش را بر هیچكس مگشا

كه مهمانی بغیر از مرگ را بر در نخواهی دید

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

زمین گرم است از باران بی پایان خون امروز

ولی دلهای خونین جامگان در سینه ها سرد است

مبند امروز چشم منتظر بر حلقه این در

كه قلب آهنین حلقه هم آكنده از درد است

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

كه باران بلا می باردت از آسمان بر سر

نگاه خیره را از سنگفرش كوچه ها بردار

كه اكنون برق خون می تابد از آیینه خورشید

دوچشم منتظر را تا به كی بر آستان خانه می دوزی

تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید

نخواهی دید نخواهی دید

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود ماد

كه باران بلا می باردت از آسمان بر سر

ببین آن مغز خون آلوده را آن پاره دل را

كه در زیر قدمها می تپد بی هیچ فریادی

سكوتی تلخ در رگهای سردش زهر می ریزد

بدو با طعنه می گوید كه بعد از مرگ آزادی

زمین می جوشد از خون زیر این خورشید عالم سوز

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود امروز

زمین گرم است از باران بی پایان خون امروز

ولی دلهای خونین جامگان در سینه ها سرد است

مبند امروز چشم منتظر بر حلقه این در

كه قلب آهنین حلقه هم آكنده از درد است

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

كه باران بلا می باردت از آسمان بر سر

نگاه خیره را از سنگفرش كوچه ها بردار

كه اكنون برق خون می تابد از آیینه خورشید

دوچشم منتظر را تا به كی بر آستان خانه می دوزی

تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید

نخواهی دید نخواهی دید

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

كه باران بلا می باردت از آسمان بر سر

بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر

برای دانلود بخش اول بهترین ترانه های داریوش اینجا را کلیک کنید!

برای دانلود بهترین ترانه های هایده اینجا کلیک کنید!

برای دانلود بهترین ترانه های فرهاد اینجا کلیک کنید!

برای دانلود بهترین ترانه های سیاوش قیمیشی اینجا کلیک کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.